ترجمان صبح/ سمیه گل محمدی: حامد منافی یکی از بازیگران عرصه سینما، تئاتر و هنرمند توانا و محبوب آذربایجان بوده که نامش زبانزد عام و خاص است و چهره‌ی مشهور و پر آوازه‌ای دارد.

وی در آثار تئاتری نقش آفرینی بسیاری کرده و در حال حاضر در نمایش مهمان ناخوانده به کارگردانی علی پوریان یکی از کاراکترهای نمایشی است که مخاطبان را به تماشای این اثر خوب جدب می کند.

در همین راستا ترجمان صبح گفت و گویی با این هنرمند بنام ترتیب داده که در ادامه می آید…

*آقای منافی، تئاتر علیرغم تمام سختی‌هایش، هنر جذابی است! چه اتفاقی افتاد که جذب این هنر شدید و تصمیم گرفتید به سمت تئاتر بیایید؟

من در سال های دوران مقطع تحصیلی اول راهنمایی که از تهران به تبریز نقل مکان کردیم ظاهرا به تئاتر گرایش پیدا کردم آن هم فقط در حد نمایش کلاسی که توسط معلم پرورشی برای ایام دهه فجر ترتیب داده می شد، در واقع اولین استارت آشنایی من با این رشته هنری از همان اول راهنمایی در مدرسه دکتر فاطمی به وجود آمد که بعدها با تغییر مدرسه ام به دکتر بهشتی این حرکت وسعت بیشتری پیدا کرد.

دلیلش شاید تاثیرات شیطنت ها شر و شور بودنها یا شوخ طبعی ذاتی و احتمالا فارسی زبان بودن میتوانست باشد، راستش چیزه دیگری جز این به ذهنم نمیرسد؛ چون هیچ پیش زمینه الگو برداری زندگی خانوادگی در زندگیم وجود نداشت.

*شما از جمله بازیگرانی بودید که خاک صحنه تئاتر خورده بودید و با تئاتر وارد عرصه هنر و بازیگری شدید، اما مدت‌ها بود که شما در تئاتر نبودید و از آن دوری می کردید!

تقریبا از روزی که استارت شروع کار هنری برام خورده در این مقوله بوده و دست و پا زده ام؛ چه زمانی که تبریز حضور داشتم و چه زمانی که برای زندگی به تهران نقل و مکان کردم ، می توان گفت شاید در تمام این سالها دو یا سه سال به بهانه های مختلف از این فضا دور شدم.

*نسل شما شور و شوق فراوانی داشته و همین اشتیاق باعث شد جلوی تمام مشکلات و محدودیتها و فضای بسته دهه های قبل بایستید، این شوق و ایمان را در نسل جدیدی که دوست دارند بازیگر شود هم می‌بینید؟

البته شور و اشتیاق لازمه کار است ولی کافی برای این مقوله نیست، استعداد درونی که به ذات آدمها باز می گردد جزو ملزومات این رشته بوده که در نسل حاضر واقعیتش خیلی محدود به نظر می رسد.

به نظر من هنر بازیگر شدن جدا از اتفاقات و رویدادها کمی هم به ذات آدمی برمیگردد، یعنی کسی که میخواهد وارد این حیطه شود باید مایه های ذاتی هم داشته باشد تا بتواندحضور خودش را با پشت کار و تلاشی که ارائه میدهد در این فضا تثبیت کند.

احساس من این است که نسل امروز بیشتر مجذوب جذابیتهای بصری و شنیداری این مقوله هستند و تصورشان بر همین مجذوب شدن است که لازمه کار بوده، بدون این که بخواهند به استعدادهای درونی خود پی برده و در نهایتا ناکام ماندنش باعث سرخوردگی می شود.

*به نظرتان الان وارد شدن به تئاتر سخت‌تر از دهه‌های قبل است یا ساده تر؟

مسلما وارد شدن به تئاتر با وجود آموزشگاها و دانشگاهای مختلف مرتبط خیلی راحت تر از دهه های پیشین شده، بخصوص که دیدگاهای اجتماعی و خانوادگی فعلی در مورد این رشته هنری بسیار واقع بینانه تر از زمان های پیشین شده به نوعی امروز ما شاهد فضای بسیار بازتری برای این رشته هنری هستیم.

اصطلاحا عرضه که زیاد می شود به تناسب آن تقاضا هم بیشتر شده و احتمالا یکی از دلایل در اختیار قرار گرفتن آسان رشته هنری همین عرضه بیش از اندازه بدون حساب و کتاب اصولی می تواند باشد که این یکی از آفتهای مخرب این رشته هنری هم محسوب می شود.

* از زمانی که به عنوان یک بازیگر حرفه‌ای شناخته شدید، طیف وسیعی از ژانرهای نمایشی را با کارگردان‌های مختلف کار کردید و هیچ‌وقت به یک نوع خاصی از بازیگری و نمایش محدود نشدید. این خواسته خودتان است یا کارگردان‌ها چنین چیزی را از شما می‌خواهند؟

مسلما ترجیح یک بازیگر در طول عمر بازیگریش ایفای نقش های مختلف در ژانرها و سبکهای گوناگون است ولی این موضوع به پیشنهادهایی که برای بازیگر به وجود می آید خیلی بستگی دارد، من به شخصه نقش های چالش بر انگیز را ترجیح می دهم و سعی می کنم یکی از فاکتورهای اصلی انتخاب نقش برای ایفا و بازی برای من باشد.

*فکر می‌کنید نه‌هایی که گفته‌اید، شما را حامد منافی کرد یا کارهایی که اجرا کردید؟

اصولا تا به امروز پیشنهادهایی که در این حیطه برایم شده تقریبا پیشنهادهای نامعقولی نبوده ، و این عوامل باعث شنیده نشدن نه از طرف من نبوده، ولی براساس تجربه بعضی وقتها بعضی نه گفتن ها می تواند مفید برای پیشگیری از لطمه خوردن به اعتبار حرفه ای  باشد؛ در کل برای بنده این نه گفتن خیلی تاًثیر گذار نبوده است.

*از میان کارهایی که رد کردید، کاری وجود دارد که بعدها با خودتان گفته باشید کاش این کار را رد نمی‌کردم؟

از میان کارهایی که نه گفتم بخاطر ندارم که بعدا از انتخاب نکردنش پشیمان شده باشم چون اکثرا در انتخاب کارها به موارد اساسی دقت می کنم تا بعد ها دچار پشیمانی برای انتخاب کردن یا نکردنش نشوم.

*آیا بوده بعد از سالها از نحوه بازی در نمایش یا فیلمی خجالت بکشید؟

تا جایی که به یاد دارم از هیچ کاری که انتخاب و ایفای نقش کردم در آن چه فیلم و چه نمایش هیچوقت احساس شرمندگی یا پشیمانی نکردم؛ چون اکثرا در تمام کارهایی که شرکت کردم تمام تلاش خودم را برای موفقیت کار و نقشم به انجام رسانده وهمیشه بالذت و دلخوشی کارم را ادامه داده ام .

*بهترین نقشی که شما تا به امروز بازی کردید و نقش محبوب خودتان، کدام نقش است؟

در سینما تولد یک پروانه کار آقای مجتبی راعی نقش سید شهاب الدین و در نمایش اکثرا نقش هایی رو که ایفا کردم و جزو بهترین ها از دید خودم بودم، ولی با کمی اغماض با توجه به بازخوردی که از مخاطبین داشتم همین نقش زیگموند فروید در مهمان ناخوانده را میتوانم ذکر کنم.

*مدت زیادی در تئاتر کار کردید و بعد از مدتها به سمت عرصه تصویر رفتید؛ چه اتفاقی افتاد که در سریال جعبه جادو را ترجیح دادید؟

اگه بخواهم منصفانه پاسخگوی سوالتان باشم من تصویر و بیشتر ترجیح میدم تا صحنه؛ چون مسلما فضایی که تصویر برای یک بازیگر مخصوصا در ایران به وجود می آورد برای زندگی حرفه ایش خیلی مفیدتر از صحنه و تئاتر مظلوم واقع شده این دیار است ، با یک حساب سر انگشتی ساده هم می‌توانیم به این نتیجه برسیم که تئاتر برای یک بازیگر تنها ارضاء روحی و معنوی به وجود می آورد وشکم خود و خانواده اش را نمیتواند از این راه سیر کند.

*از نحوه حضورتان در تلویزیون و سینما برای ما بگویید؟

نحوه حضورم در تلویزیون و بعد هم سینما از طریق انجمن سینمای جوان صورت گرفته که البته دلیل حضورم در انجمن هم قطع به یقین ارتباطاتی بود که از طریق ایفای نقش در نمایشهای صحنه ای صورت دادم.

*شما در کار پارتنرتان هم دخالت می‌کنید؟

ترجیحم بیشتر به دخالت نکردن در کار پارتنرم هست ولی اگه لازم باشد برای بهتر شدن کلیت اثر چرا که نه دخالت می کنم.

*تا به حال پیش آمده که به کارگردان پیشنهاد بدهید برای یک نقش فلان بازیگر را بیاورد؟

خانواده تئاتر خانواده کوچکی محسوب می شود؛ اصولا وقتی کارگردانی کار بلد، اثری را برای اجرا انتخاب می کند معمولا کست بازیش را در ذهنش قبلا در نظر گرفته مگر اینکه بازیگر مد نظرش در دسترس نباشد یا امکان حضور در کارش را از دست دهد، در این صورت امکان دارد از بازیگرهای حاضر بخواهد با توجه به متن و نقشی پیشنهادهای را ارائه دهند.

*در مورد مهمان ناخواده صحبت کنیم، چطور برای این نقش انتخاب شدید و چرا شخصیت فروید را قبول کردید؟

معمولا فاکتورهایی از طرف کارگردان در انتخاب اثر و بازیگر ان منطبق با آن اثر لحاظ می شود که ظاهرا در مهمان ناخوانده هم این اتفاق افتاد و افتخار همکاری با گروه آقای پوریان نصیب حالم شد.

خوب نقش پیشنهاد شده به من نقش چالش برانگیزی بود؛ این کاراکتر مرا وا داشت تا خودم را به عنوان زیگموند فروید هشتاد دوساله نمایش مهمان ناخوانده به صحنه ببرم و مسلما شخصیت خوده آقای پوریان و پژوهان مرا برای همین مصمم بودنم قبول کردند.

*از دیدگاه شما به عنوان بازیگری که چنین نقش سنگینی را به این زیبایی ایفا کرده اید، جامعه ما در حال حاضر چقدر به این اثر نیاز دارد؟

وقتی صحبت از جامعه ما می کنیم یعنی تعداد مخاطبانی که برای تماشای یک اثر هنری در سالن تئاتر حاضر می شوند، با توجه به بازخوردی که از مخاطبین حاضر دریافت کردیم به این نتیجه می توان دست یافت که جامعه ما جامعه ای فهیم و باشعوری محسوب می شود؛ جامعه ای که شدیدا نیازمند به چالش کشیدن تفکرات و دیدگاه های حتی ایدولوژیکی حاکم بر زندگی روزمرشان است.

نمایش مهمان ناخوانده هم دقیقا چالش اعتقادات و ایدولوژیه مطرح شده از طرف امانوئل اشمیت بین ناشناس و زیگموند فروید است ،یک دیدگاه فلسفی عمیق در قالب روایتی روان که مجالی برای این چالش را در تفکرات مخاطب بوجود می آورد.

*استقبال مخاطبان از این نمایش خیلی بالا بوده تا جایی که باعث تعجب برخی از اهالی تئاتر و تماشاگران نیز شده، دلیل این استقبال را در چه می بینید؟ بازی های خوب و عوامل مطرح نمایش یا مضمون نمایش جذب کننده مخاطبان است؟

عوامل زیادی میتواند در استقبال مخاطب از یک اثر هنری بخصوص در تئاتر تاثیر گذار باشد، همانطور که اشاره کردید محتوا و بازی بازیگرها تاثیر بسزایی داشته ولی مهمترین فاکتور به نظر من احترام گذاشتن به شعور مخاطب است که از لحظه ابتدای مواجه مخاطب بامحل اجرا، طراحی صحنه و نورپردازی وانتخاب افکتهای مناسب آغاز شده وتا برآورده کردن انتظارات روحی و فکریش در طول اجرای نمایش ادامه می یابد.

به وسیله بازی بازیگرها و کارگردانی اصولی که روی اثر صورت گرفته، مخاطب با شعور و فهیم دوست دارد وقت و انرژی و هزینه ای را که صرف کرده برای تماشای نمایشی که احتمالا سفارش شده به دیدنش و یا خود پیگیر رویدادهای هنری شهرش بوده به بهترین شکل و بهترین نحو ازش نتیجه گیرد.

تصور و احساس من آنی ست که مخاطبان نمایش مهمان ناخوانده از این که با اجرای نمایشی با محتوا و مضمونی فلسفی البته با روایتی شیرین و تقریبا بازیهای روان مواجه می‌شوند و از همه مهم تر آنها را به تفکر وا می دارد، باعث این استقبال بی نظیر از این نمایش شده است.

من به شخصه معتقدم که در تمام این سالها خانواده تئاتر از پتانسیل بالقوه مخاطبان این شهر غافل بوده ، این نمایش به همه ثابت کرد که در تبریز هم می شود تمام روزهای اجرای نمایش با سالنی پر مواجه شد اگر به فهم و درک و شعور مخاطب احترام قائل باشیم.

“مهمان ناخوانده” *جزو آن کارهایی است که به شدت می‌تواند بلغزد و به سمت انحراف فکری مخاطب برود ولی در بازی شما می بینیم که تلاش کرده‌اید این اتفاق نیفتد، با این حال باز هم یکی از پرفروش‌ترین نمایش‌های اجرا شده امسال بود، چطور توانستید این کنترل را بر نقشتان داشته باشید؟

وقتی کارگردان باشعور و با درایت و عالمی مثل آقای علی پوریان سکاندار نمایش مهمان ناخوانده باشد بازیگر تمام استعداد وانرژی و کونسه هایی را که لازم بوده برای استفاده کردن نقش محوله هست را به کار می‌گیرد و با خیال راحت، آسوده مطمئن می شود که شاخ و برگهای اضافی بازیش توسط ایشون گرفته می شود.

البته این قضیه متاسفانه در کمتر کارگردانی می‌تواند صادق باشد که خوشبختانه این اقبال به وسیله آقای پوریان نسیب بنده شد تا بتوانم این کنترل که ذکر کردین را در این نمایش داشته باشم.