ترجمان صبح/ معصومه آقاپور، سه سالی می‌شود که نماینده شبستر است، اهالی شبستر به تعریف اصلاح طلبی و یا اصولگرایی او کاری ندارند، آقاپور برای آنها یک نماینده پرکار است، نماینده ای که سه روز آخر هفته را در زادگاه خود سپری می کند و دسترسی به او برای آنها سخت نیست.

برنامه کاری مشخصی دارد، از صبح روز پنج شنبه تا شب شنبه در حوزه نمایندگی خود حاضر است، او تیپ متفاوتی از نمایندگی است و پرکاری و حواشی او برای اهالی رسانه آشناست، به همین جهت گذراندن یک روز کاری با او برای ما وسوسه کننده بود، اواسط هفته گذشته برای هماهنگی تماس می‌گیریم و به سرعت جواب مثبت را از خانم نماینده دریافت می‌کنیم، روز جمعه برای ثبت فعالیت یک روزه او در شبستر با او همراه می‌شویم.

برنامه اول: جلسه مشترک وزیر صنعت با فعالین اقتصادی شبستر

قرار ما با او راس ساعت ۹ صبح در تالار واثقی ورودی شبستر است، کمی دیر می‌کنیم و به مراسم کلنگ زنی شهرک صنعتی جدید در منطقه علیشاه شبستر نمی‌رسیم. در عوض در جلسه مشترک وزیر صنعت با فعالین اقتصادی شبستر، خانم نماینده را می بینیم…

به عادت همیشگی روسری با رنگ روشن سرش کرده و حواسش نبوده که جنس چادر او برای این روزهای گرم سال کمی ضخیم است، این را در نگاه اول متوجه می‌شوم و البته هرکس که او را بشناسد می داند که او برای ایجاد چنین تعادل هایی وقت ندارد!

آقای مجری که از او می خواهد صحبت کند، همانجا سرپا می ایستد و ضمن خوشامدگویی به وزیر و مدعوین برنامه قاطعانه از روزهای خوب صحبت می کند که امیدوار است از راه برسد و اقتصاد بیمار، التیام پیدا بکند.
او امیدوار است، گواه آن هم همین تلاش برای زنده نگاه داشتن شهرک های صنعتی منطقه شبستر که به گفته خودش در رفت و آمد است تا چراغ آنها روشن بماند.
او می گوید آرزو دارد شهرستان شبستر، عنوان شهرستان بدون بیکار را کسب کند .

نوبت به سخنرانی حسن مستفید، فرماندار شبستر می رسد، او می گوید ۱۲ هزار شاغل در ۷ شهرک صنعتی شهرستان شبستر مشغول به کار هستند و از بین این واحدهای صنعتی یه جز یک واحد شهرک صنعتی چهره گان، همگی فعال هستند.

این خبر بسیار دلگرم کننده است، آن هم در دورانی که رکود امان از واحدهای صنعتی گرفته و خبرهای خوبی از این واحدها به گوش نمی رسد.

یکی از فعالین اقتصادی شهرستان شبستر در این جلسه خطاب به مسئولین حاضر در جلسه می‌گوید: ما را از تحریم های داخلی نجات دهید، مشکلات مشکلات داخلی است نه خارجی!

او ادامه می‌دهد: بروکراسی اداری گریبانگیر ماست. برای رفع کوچکترین مشکلات ما، کارشناسان ادارات سنگ اندازی می‌کنند.این بروکراسی و قوانین خشک باید حل شود.

معصومه آقاپور حرف‌های او را تصدیق می‌کند و از او می‌خواهد مستنداتی که از عدم همکاری کارشناسان ادارات مربوطه در دست دارد را در اختیار او قرار دهد تا خودش شخصا پیگیر موضوع باشد.

او از وزیر و استاندار می خواهد در حد توان در گرهگشایی از مشکلات فعالین اقتصادی کوشا باشند چرا در این اوضاع اقتصادی، حل مشکلات به صورت شخصی نیز راهگشا است و تا جایی که می توان باید بار اضافی را از روی دوش صنعتگران برداشت.

رضا رحمانی، وزیر صمت نیز در این جلسه می‌گوید: ما در وزارت صمت با دو کمیسیون در مجلس کار می کنیم، کمیسیون اقتصادی که خانم دکتر در آنجا عضو هستند و کمیسیون صنایع که دیگر دوستان در آنجا عضویت دارند، خانم آقاپور یکی از نمایندگانی است که به صورت جدی پیگیر برنامه های وزارت صمت در جهت بهبود فضای کسب و کار هستند.

او با بیان اینکه در سفرهای استانی دنبال انجام فعالیت های اقتصادی مستحبی نیستم، می افزاید: کارها و فعالیت های اقتصادی واجب را در اولویت قرار داده ایم. مواردی که در این جلسه مطرح شد، بررسی خواهیم کرد تا مشخص شود کدام یک از آنها قابل حل نیستند و کدام قابل حل اند. بدین صورت وقت و انرژی را برروی کارهای قابل حل متمرکز خواهیم کرد.

او ادامه می‌دهد: بر خلاف جوسازی‌ها، درخواست سرمایه گذاری خارجی نه تنها متوقف نشده که رشد هم داشته است و این وزارتخانه آمادگی دارد با سرمایه گذاران همکاری بکند.

او در رابطه با کمبود مواد اولیه می‌گوید: هر کس تولید کننده است، دستش را هم می بوسیم و با سوبسید مواد را در اختیار آنها خواهیم گذاشت ولی غیرتولیدکننده ای که بخواهد مواد اولیه در اختیار بگیرد با او برخورد خواهیم کرد.

استاندار آذربایجان‌شرقی نیز دیگر سخنران این برنامه است، او ضمن تشکر از نماینده و مسئولین این شهرستان می گوید: در رابطه با شهرستان شبستر، روند، روند امیدوار کننده ای است. مهاجرت معکوس به شهرستان شبستر مایه دلگرمی است.

ساعت حدودا ۱ بعد از ظهر است که این برنامه پایان می‌پذیرد، بعد از صرف ناهار از خانم آقاپور می‌پرسم برنامه بعدی چیست؟ به اختصار پاسخ می دهد که راهی بندرشرفخانه می‌شویم و در آنجا جلسه ای خواهیم داشت.

برنامه دوم: جلسه کارگروه گردشگری بندرشرفخانه

همراه خانم آقاپور قدم به ساختمان شهرداری بندرشرفخانه می گذاریم، فرماندار شبستر، شهردار این شهر و اعضای شورا مدیر کل میراث فرهنگی استان، اعضای حاضر در جلسه کارگروه گردشگری بندرشرفخانه هستند. جلسه رای ساعت ۲ بعد از ظهر آغاز می‌شود. شهردار این شهر و اعضای شورا طرح های گردشگری خود را ارائه می‌دهند و خانم نماینده یادداشت برمی دارد.

معصومه آقاپور در ابتدای سخنان خود به این مسئله اشاره می‌ کند که او نگران ۳ ماه بحرانی دریاچه ارومیه است و می گوید: با عنایت خداوند، دریاچه ارومیه از مرز بحران گذشته است، اما نباید از یاد ببریم که ۳ ماه بحران دریاچه ارومیه در پیش بوده و این مدت، ورودی آب بسیار محدود و تبخیر چند برابر خواهد بود.

او با اشاره به ای موضوع که در بازدید های مکرر در هفته های اخیر متوجه شده اسکله بندرشرفخانه نیاز به مرمت و بازسازی دارد، گفت: در طول سال‌های خشکی دریاچه ارومیه، اسکله بندرشرفخانه پوسیده شده و از مدیریت بحران و اداره کل میراث فرهنگی استان تقاضا دارم با همکاری مسئولین شهرستان شبستر، به فوریت، این اسکله ترمیم و بازسازی شود.

این نماینده مجلس ادامه می دهد: لازم است تدابیر لازم برای این موضوع اتخاذ شود، در کنار این تدابیر نباید از از نقش گردشگری در این منطقه غافل شویم، خوشبختانه مراجعات مردم به ساحل دریاچه ارومیه افزایش یافته و لازم است این فرصت طلایی را از دست ندهیم.

 ایجاد طرح جاده سلامت در کنار دریاچه ارومیه  

او خاطرنشان می‌کند: برای ایجاد طرح جاده سلامت در کنار دریاچه ارومیه از آقای کلانتری قول هایی گرفتیم. لازم است این طرح نوشته شود تا مجوز جاده سلامت دورتادور دریاچه ارومیه صادر گردد. در نوشتن طرح و توجیه اقتصادی آن، از کارشناسان میراث فرهنگی استفاده کنیم.

آقاپور در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به لزوم برنامه ریزی برای یک جُنگ شادی در ایام تابستان می گوید: چنین مراسم هایی منجر به جذب گردشگر در این منطقه می‌شود، از اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری تقاضا داریم با همکاری شهرداری بندرشرفخانه مقدمات لازم برای ایجاد این جنگ شادی فراهم بکنند.

برایم جالب توجه است که خانم نماینده بعد از پیشنهاد برگزاری جنگ شادی، زمان‌های مناسب برای برگزاری این جنگ را هم پیش بینی کرده و از آقای آبدار، مدیر کل میراث فرهنگی تقاضا می کند هر چه سریعتر و پیش از آنکه فصل گردشگری دریاچه به اتمام برسد، در یکی از زمان های پیشنهادشده ، مقدمات برگزاری آن را فراهم بکنند.

برنامه سوم: بازدید از خط ساحلی بندرشرفخانه

از جلسه شهرداری که به سمت برنامه بعدی خارج می‌شویم، چند جوان بیرون در ایستاده اند، از خانم آقاپور درخواست وقت برای صحبت می کنند، نزدیکتر می شوم و از خودم را معرفی می‌کنم که خبرنگارم و آنها را در جریان می گذارم که برای ثبت گزارش یک روز کاری خانم آقاپور به شبستر آمده ام، در ابتدا کمی اکراه دارند که در جلسه تقریبا خصوصی آنها باشم، بالاخره یک از جمع می گوید که ایرادی ندارد ، در اینجا باشید.
چند نفری مشکلاتشان را می گویند خانم نماینده گوش شنوای آنهاست، خانمی حدودا ۳۰ ساله و کارمند قراردادی شهرداری بندرشرفخانه است و می خواهد از شهرداری بندرشرفخانه به تهر ان انتقالی بگیرد، خانم آقاپور از موانع قانونی این کار می گوید و اینکه در حال حاضر انتقال شغل به تهران، سخت و حتی غیر ممکن است، از او می خواهد با واقع نگری با مشکل برخورد کند، چرا که مشکل او با نامه یک نماینده مجلس به فلان مسئول و فلان مدیر حل نخواهد شد.

چند جوان هم مشکلات مالی خود را مطرح می کنند و خانم نماینده در حد توان آنها را راهنمایی می کند، چند تماس می گیرد و از آنها می خواهد اگر مشکل حل نشد دوباره از طریق او پیگیر باشند و با توجه به مشغله او، مسئول دفتر نمایندگی در شبستر تماس بگیرند.

کمی از برنامه عقب افتاده ایم، خانم آقاپور از دو جوان که فرصت نشد مشکلاتشان را بشنود می خواهد در خودرو و در راه حرکت به ساحل بندرشرفخانه ، گفت‌وگو کنند. آنها سوار خودرو می شوند…

به ساحل بندر شرفخانه می رسیم، برای یک روز گرم، ساحل زیادی شلوغ است، خانم آقاپور از یک استخر سرپوشیده کنار ساحل سخن می گوید که به تازگی با جذب سرمایه گذار احداث شده و بر اساس قرارداد، کل عواید مالی این مجموعه بعد از ۵ سال به طور کامل در اختیار شهرداری بندر شرفخانه قرار خواهد گرفت.

او با دست خط ساحلی را نشان می دهد که قرار است با هزینه این استخر، پلاژمانند شده و رفاه مناسبی در اختیار گردشگران قرار بگیرد.

به همراه او از جاده سلامت کنار دریاچه ارومیه نیز بازدید می کنیم که قرار است طرح های گردشگری و تفریحی سلامت محور در آنجا اجرا شود. او و آقای آبدار در این خصوص صحبت‌هایی می کنند.


موانع قانونی ایجاد دریاچه مصنوعی پرورش آرتمیا رفع می‌شود

اگر این روزها از سمت بندر شرفخانه سری به دریاچه ارومیه زده باشید، حتما متوجه دریاچه مصنوعی ایجاد شده در کنار دریاچه شده اید، خانم آقاپور در خصوص این دریاچه به ما می‌گوید: این دریاچه با هدف پرورش و حفظ گونه آرتمیا دریاچه ارومیه ایجاد شد، در ابتدا ستاد احیای دریاچه ارومیه با دست گذاشتن روی برخی مفاد قانونی با ایجاد آن مخالف بود.

وی ادامه می دهد: برای بررسی موانع قانونی، تیمی متشکل از کارشناسان مربوطه تشکیل دادیم وبا مطالعه قوانین مربوطه، بالاخره راهی یافتیم که هم نظر ستاد احیای دریاچه ارومیه تامین شود و هم مشکل دریاچه مصنوعی رفع شود.

ساعت حدود ۳ بعد از ظهر است، نه گرمای هوا و نه خستگی، هیچ کدام باعث نمی شوند خانم نماینده پر نشاط نباشد، این را می توان از رفتار گرم و صمیمی او با گردشگران متوجه شد. دو زن جوان به سراغ خانم آقاپور می آیند و آنطور که متوجه می شوم در خصوص صندوق قرض الحسنه ای که با تلاش خانم نماینده در یکی از روستای نظرلو ایجاد شده، صحبت می کنند.

برای نوشیدن یک آب هویج به کافی شاپ کنار ساحل مراجعه می کنیم. مردی حدودا ۴۰ ساله نیز همراه خانم آقاپور وارد می شود، او از نبود کار دائمی گله می کند و خانم نماینده از مسئول دفترش درخواست کیف و قلم و خودکار می کند و از وی می خواهد آب هویج را میهمان او باشد، مرد در ابتدا از این همه سادگی و بی تکلف بودن خانم نماینده جا می خورد، کمی که می گذرد آب هویج را جرعه جرعه می نوشد و در همین حین خانم آقاپور تماسی با یکی از فعالین اقتصادی شبستر می کند و می پرسد می تواند برای مردی که توانایی کار یدی دارد، کاری بکند یا نه…از لبخند وی مشخص است که مشکل حل شده است.

در مدتی که در این استراحتگاه هستیم فرصت می شود که با او در خصوص طرح های استانی که او و برخی دیگر از نمایندگان پیگیر انجام آن هستند، صحبت بکنیم، از طرح انتقال آب ارس تا طرح انتقال آب رودخانه زاب به دریاچه ارومیه.

برنامه چهارم: دیدار با خانواده شهدا

گپ و گفت خودمانی در خصوص زندگی شخصی معصومه آقاپور

ساعت حدودا ۵ عصر شده، آقای شکاری، مسئول دفتر وی اشاره می کند که زمان دیدار با خانواده شهدا رسیده و ما ادامه صحبت‌ها را در خودروی شخصی خانم آقاپور ادامه می دهیم.

در خودرو فرصتی پیش می آید تا در خصوص مسائل خانوادگی خانم نماینده نیز سئوالاتی را بپرسیم و او با حوصله پاسخ می دهد.

او می گوید: در سال ۸۱ پدر خود را از دست دادم، پدرم در آخرین روزهای حیات خود از من عهدی گرفتند که در حد توانم به زادگاه خودم که شبستر است، خدمت بکنم. این یکی از دلایل اصلی ورود من به حیطه نمایندگی مجلس بود.

خانم نماینده اضافه می کند: مادرم در کنار خانواده ام از من حمایت می‌کنند، همسرم بازنشسته فرهنگی است و دو دخترم نیز در حال تحصیل هستند.

او درباره برنامه کاری خود می گوید که هر هفت روز هفته را از ۶ صبح تا ساعت ۱۰_۱۱ شب کار می کند و اشاره می کند که ۴ روز هفته را در تهران است و سه روز هفته را هم در شبستر.

از او می پرسم آیا این حجم از کار برای یک خانم سخت نیست؟ او با لبخند پاسخ می دهد که اگر کار را سخت بدانم قادر به انجامش نیستم، پس تعریف سختی را عوض کرده ام تا به مشکل برنخورم.

او می گوید: اعضای خانواده ام حامی من هستند و به رغم مشغله کاری سعی می کنیم زمان هایی که با هم می گذرانیم با کیفیت تر باشد، یک روز در هفته را زودتر از سرکار برمی گردم و معمولا از ساعت ۷ عصر تا شب یک دروهمی خانوادگی به همراه خواهرها و برادرهایم ترتیب می دهیم.سعی می کنم با دو دخترم برنامه پیاده‌روی بگذارم. زمان هایی هم هست که اعضای خانواده ام به همراه من و پا به پای من در جلسات و برنامه های کاری من شرکت می کنند.

خانم آقاپور اضافه می کند: در برخی از سفرهای کاری و ماموریت ها نیز سعی می کنم با هزینه خودم اعضای خانواده ام را هم با خود ببرم، بدین شکل زمان بیشتری را با هم سپری می کنیم.

خانم نماینده، دید مثبتی نسبت به اشتغال بانوان در سطوح مدیریتی و تصمیم گیری دارد، او می گوید زن ها جزئیات بیشتری را در کار می بینند و اشراف آنها به این جزئیات باعث می‌شود، کارها ضمانت اجرایی بلند مدت پیدا بکنند.

از او می پرسم آیا تلاش کنونی برای افرایش سهم مدیریتی زنان کارآمد و توانا را کافی می بیند که او در جواب می گوید: قدم ها موثرتر شده ولی کافی نیست.

او اضافه می کند: جنسیت زدایی از حوزه مدیریت چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی امری مهم است و باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد. در راستای توسعه جامعه و کاهش نابرابری‎های جنسیتی موجود در اجتماع نیازمند به مشارکت تمامی افراد جامعه اعم از زن و مرد هستیم و باید باور بانوان در جامعه تبیین و نهادینه شود.

او از تلاش خود برای رفع موانع ارتقای شغلی و اداری زنان شاغل می گوید که بالاخره اولین بخشدار زن در استان ما، در شهرستان شبستر انتخاب شد و به دنبال آن چند زن بخشدار دیگر نیز در دیگر نقاط استان انتخاب شدند و این مایه خشنودی است.

با توقف خودرو در یکی از محلات بندر شرفخانه متوجه می شویم که به مقصد بعدی رسیده ایم، ما باید از او جدا شویم و به تبریز بازگردیم و او بعد از گفت‌وگوی ما، به دیدار چند خانواده شهدا می رود و بعد از آن در دو شورای روستای بخش تسوج ملاقات خواهد داشت که و به نظر می رسد برنامه کاری اش تا ساعت ۱۱ شب به طول بکشد.

***
موقع خداحافظی رسیده است، از او جدا می شویم و به تبریز باز می گردیم، در طول راه از خانم آقاپور و برنامه های او برای آینده صحبت می کنیم، فعالیت برای زنان نماینده آن هم در شهرهای کوچک حساسیت‌ها و سختی های خاص خودش را دارد، خانم آقاپور نیز از این قاعده مستثنی نیست و بدون شک برای پیشبرد اهداف خود، راه طولانی در پیش دارد.