ترجمان صبح/فاطمه داداشی:از اولین روزهای ورود اینستاگرام به ایران همزمان در سایر کشورها در کشور مانیز جزء مقبولین شبکه های اجتماعی بوده و تعداد زیادی از جوانان را به خود جذب کرده است،اما هنرمندان و بانوان کارآفرین در صف نخست استقبال کنندگان از اینستاگرام بودند. این شبکه اجتماعی با مددگیری از ویدئو و تصویر قوی سبقت را از دیگر شبکه های اجتماعی در چند سال اخیر ربوده است.

من نیز مانند سایر جوانان از حدود۶سال پیش با این شبکه اجتماعی آشناشدم و کمابیش فعالیت نمودم و با توجه به علایق هنری که دارم بخصوص در زمینه عروسک سازی از همان ابتدای ورود به اینستاگرام متوجه شدم که زنان روسی در ساخت و تولید عروسک های تیلدا (عروسکی لاغراندام که تمام اجزاء آن از پارچه ساخته می شود و هیچ وسیله مصنوعی درآن بکار نمی رود) یک سرو گردن موفق تر از دیگر زنان جهان می باشند. با توجه به علاقه شخصی با تعقیب پیج های مخصوص ساخت این عروسک به آنها سر زده و از دیدن کارهای آنها لذت می بردم. البته این را نیز نمی توان کتمان کرد که زنان هنرمند کشور ما نیز در چند سال اخیر با تلاش و ممارست کارهایی بس زیباتر از آنها نیز تولید می کنند و زنان و دختران کارآفرین زیادی هستند که از این راه پول در می آورند.

به تازگی متوجه شدم که بانوی هنرمند خارجی که در زمینه ساخت عروسک های تیلدا فعالیت میکند جزء تعقیب کنندگانم می باشد و در هنگام بارگذاری هر کدام از پست ها با اشتیاق سر زده و حتی کامنتهایی نیز بزبان انگلیسی می نویسد. مشتاق شده و خواستم با این بانوی هنرمند که نوشته های پست هایش بزبان روسی بود بیشتر آشناشوم. به همین دلیل با کمک دوست خوبم خانم سمیرا دل آرام که در کشور جمهوری آذربایجان ساکن هستند و بزبان روسی مسلط هستند مصاحبه ای را با این بانوی هنرمند ترتیب دادم که در ادامه می خوانید.

اسم من آنجلا پیسلار، ۴۸ ساله هستم و در اوکراین زندگی میکنم. من فارغ التحصیل دانشکده ریاضیات از دانشگاه دولتی هستم که تحصیلاتم را با مدرک فرآیند مدل سازی ریاضی به پایان رسانده ام.

این بانوی هنرمند با اشاره به نحوه شروع فعالیت خود در زمینه عروسک سازی می گوید:

شش سال هست که به دوخت عروسک های تیلدا مشغول هستم. خودم این هنر را یاد گرفته ام. بعد ها مادربزرگم نیز مرا با خیلی چیزهای ساخت عروسکسازی آشنا کرد. دوخت عروسک های تیلدا را در اینترنت طی چند مسترکلاسی که بصورت آنلاین برگزار می شد یاد گرفتم. چون علاقه خاصی به این حرفه داشتم خواستم تیلدای مخصوص به خودم را بدوزم. عروسک هایم را بصورت آنلاین در اینترنت به فروش می رسانم. قیمت هر کدام ۵۵ یورو است.

وقتی از او می پرسم که در کنار کار عروسک سازی دیگر به چه کارهایی مشغول هست

می گوید:

در کنار حرفه ام علاوه بر این کار ، مطالب زیادی می خوانم و علاقه مند به یوگا و روانشناسی هستم و دوست دارم با مردم ارتباط برقرار کنم.

آنجلا پیسلار علاقه زیادی به ترک زبانها دارد و اولین آشنایی ایشان با پیج من نیز بعد از بارگذاری پستی در خصوص تبدیل موزه اباصوفیه ترکیه به مسجد صورت گرفت.

وی می گوید: ایرانی بودنتان برایم جالب و زیباست. فهمیدم که شما یک ترک هستید. اما متاسفانه من اطلاعات زیادی در خصوص کشور شما نمیدانم .

آنجلینا در ادامه با بیان اینکه من اهل اوکراین هستم می افزاید: اعتقاد دارم که صنایع دستی برای بیشترانسانها جزء آداب و رسوم خانوادگی شده است. این ها، دانش و مهارت هایی است که سینه به سینه به ما رسیده است.مادران و مادربزرگان ما، با ما در میان گذاشته و به ما منتقل کرده اند. چیزهایی که از طریق خانواده میتوان بدست آورد، بسیار افتخار آمیز و زیباست بطوریکه در زندگی نیز میتواند بسیار سودمند بوده و حتی برایمان درآمدزا باشد.

این بانوی هنرمند اوکراینی با اشاره به هنرمندان سایر کشورها می گوید: من به همه هنرمندان در سراسر جهان احترام قائلم و با آنها با عشق رفتار می کنم. زیرا ما باید سعی کنیم شادی را به این دنیا تقدیم کنیم و بدین ترتیب جهانمان را بهتر و مهربان تر سازیم.

آنجلا پیسلار در جواب این سوال من که نظرتان راجع به این جمله که هنر زبان مشترک همه کشورهاست چیست می گوید: بعضی اوقات می توان گفت هنر ما را متحد می کند. این زبانی است که همه می توانند آن را درک کنند. هنر دنیا را آراسته و زیبا می کند. همچنین این هنر است که در دنیا به ابراز وجود خود در بین شادی ها و مشکلاتمان نیز امکان می بخشد.

آنجلا علاقه زیادی به فرهنگ ایرانی دارد و خواندن کتابی سبب شده است که وی به هنراصیل ایرانی علاقه مند شود.

وی می گوید: من آنچه را درباره کشور شما هرچند اندک می دانم از رمان “سرخی گلها” اثر آنیتا امیر رضوانی خوانده ام . من این کتاب را خیلی دوست دارم و شاید دوباره آنرا بخوانم .

رمان ” سرخی گلها ” اثر آنیتا امیر رضوانی، فرهنگ و سنت ایران را از فرشبافی تا سنن اعصار کهن ایران در آمریکا به ترسیم کشید.

این رمان که در فضای قرن هفدهم ایران روی می دهد، زندگی دختر جوانی را در یکی از روستاهای حوالی اصفهان روایت می کند که پس از مرگ پدر به همراه مادرش به خانه عموی ثروتمندش می رود و در آنجا به عنوان کلفت خدمت می کند. عموی او یک تاجر بزرگ فرش است اما برادرزاده اش از فرط فقر در خانه او مجبور به کلفتی است.

داستان کتاب بیشتر به سنت های ایرانی به خصوص صنعت فرشبافی متمرکز است و راوی در لابلای داستان نقبی هم به قصه های اساطیری ایران می زند.

آنیتا امیر رضوانی در سال ۱۹۶۱ در تهران متولد شد اما خیلی زود به اتفاق خانواده روانه آمریکا شد و از خردسالی در سانفرانسیسکوی آمریکا اقامت گزید. او چندین بار برای انجام تحقیقات به ایران سفر کرده و در زلزله بم نیز چند روزی از آنجا بازدید کرد. از وی تا به حال چند کتاب در آمریکا به چاپ رسیده است.

وقتی به صفحه این بانوی هنرمند اوکراینی در اینستاگرام سر می زنیم روح هنری او را که در قامت عروسکهای تیلدا متبلور شده است مشاهده میکنیم. عروسکها یکی از یکی زیباتر و تنوع آنها چشم را خیره می کند. باید اعتراف کرد که هنر واقعا زبان مشترک تمام فرهنگ های دنیاست. شاید عروسک بی جان ساخته شده توسط این هنرمند هزاران کیلومتر طی کرده و در گوشه ای دیگر از دنیا در دستان کودکی قرارگیرد که چه بسا نه زبان این هنرمند را می داند و نه نامش را می شناسد اما هنر دست او مایه دلگرمیش شده است.