از ابتدا تا انتهای تئاتر ، چشم از آنها برنداشتم. قبل از آغاز نمایش، در نگاهشان می شد بی تفاوتی و بی میلی حضور در این مکان را خواند. حسی که شاید در برنامه های دیگر گریبانگیرشان شده بود…. اما

وقتی دقایقی از نمایش گذشت، نه تنها غرق در داستان شده بودند بلکه نمی توانستند تحسین و تعجب و خوشحالی و شرمندگی خود را پنهان نمایند!

شنیدم که یکی گفته بود: به ما گفته بودند اگر کسی در تبریز ترکی صحبت کند بازداشت می شود ولی در آخرین روز اقامتمان به تماشای یک نمایش تاریخی تحسین برانگیز از یک زن قهرمان تبریزی نشستیم آنهم به زبان ترکی! چه کسی باورش می شود!

وقتی خداحافظی می کردند از من عکس و فیلم این نمایش را خواستند. می گفتند که فیلم کامل این نمایش را در سایت خود آپلود می کنند تا مخاطبانشان هم از آن بهره ببرند!

***

می دانم که ذهنشان مدتها درگیر خواهد بود… و حتم دارم خاطره ی این نمایش، بسیار پربارتر از هدایایی است که در محافل مختلف بدانها اهدا شده است.

کاش مسئولان ما به این نقطه می رسیدند که هیچ زبانی تاثیرگذارتر و برنده تر از فرهنگ و هنر نمی تواند در مردمان دیگر تاثیر گذاشته و تصویر ایران را در جهان تلطیف نماید.

————————————-

مهرداد خوشکار مقدم/ روزنامه نگار و مسئول روابط عمومی تئاتر شهر تبریز