ترجمان صبح/ مهرداد خوشکار مقدم: تا دیپلم ریاضی باهم بودند ولی تحصیل در دانشگاه مدتی آنها را از هم جدا کرد. بهرام طراحی فرش خواند و بهمن هم نقاشی ایرانی اما شعر و ادبیات و سپس دنیای فیلم و فیلمسازی دوباره آنها را در کنار یکدیگر نشاند.

دو خواهرند و سه برادر از پدری روزنامه نگار که لقب “ارک” نیز از پدر به آنها رسیده است.

در هیاهوی استقبال و گل و شیرینی و تبریکات مختلف، به واسطه ی علیرضا سلمانپور، دوست فیلمساز مشترکمان دعوت می کنم که مهمان ما باشند برای دمی گفتگو از نوع متفاوتش!

بهرام و بهمن ابول لو، معروف به برادران ارک، می پذیرند بدون هیچ اما و اگری. می آیند و می نشینند و شروع به صحبت می کنند ساده و صمیمی. چند کلمه ای سخن نرانده اند که درمی یابم همای سعادت بر دوش کسانی نشسته الحق لایق و شایسته! و صد البته امیدوارم که این سادگی هرگز کار دستشان ندهد در عرصه ی بی رحم دنیای حرفه ای!

چرا فیلمسازی؟

بی هیچ مقدمه ای می روم سر اصل مطلب. چرا فیلمسازی؟! چگونه از کافه خورشید و پاتوق شعر و ادبیات، به کافه باستان رسیدید و دنیای هنر هفتم؟!

نگاهشان را به هم دوخته، می خندند و صاف می روند به روزی که گویی سرنوشتشان از آن لحظه تغییر کرده است: روزی “کافه باستان” نشسته بودیم و از شعر و شاعری می گفتیم که حمید واعظیان، یکی از دوستان درویش مسلک مان نسخه ای از مجله ی فیلم را گذاشت روی میز و گفت از عالم هنر، دنیای فیلم را هم امتحان کنید! خب همین یک جمله تلنگر راهی شد که با جایزه ی دوم جشنواره کن به اوج خود رسیده است.

شوخی شوخی فیلمساز شدیم

بهمن می گوید: سوم دبیرستان بودیم که اولین فیلممان را ساختیم به اسم “دنیای متناسب، دنیای نامتناسب”. آن زمان فرق بین هندی کم و دوربین فیلمبرداری را نمی دانستیم ولی رفت و در یکی از جشنواره های فیلم مقام آورد.

بهرام هم حرفهای برادرش را اینگونه ادامه می دهد: بعد از آن مشتاق شدیم برای ادامه ی راه. دومین فیلم را در مورد دریاچه ارومیه ساختیم که در جشنواره نیایش اول شد.

و هردو با خنده می گویند: اینجوری بود که شوخی شوخی فیلمساز شدیم!

کافه باستان؛ محفل آشنایی با فیلمسازان حرفه ای

بهرام با بیان اینکه در ابتدای راه در دوره های انجمن سینمای جوان حضور یافته و کم کم در فضای فیلمسازی قرار گرفتیم می گوید: شاید غیرقابل باور باشد ولی جریان ذهنی فیلمسازی ما در کافه باستان شکل گرفت.

بهمن هم ادامه می دهد: روزی باهم وارد کافه باستان شدیم. رفتیم دور محفلی که چند نفر از فیلمسازان بنام تبریز دور یک میز نشسته بودند.

می گویند: خیلی ساده و راحت رفتیم سر آن میز؛ فیلمنامه ای که نوشته بودیم را گذاشتیم جلوی آنها و گفتیم که قصد داریم فیلم بسازیم ولی آماتوریم و میخواهیم حرفه ای شویم. کمک می کنید؟!

دور آن میز فیلمسازانی چون وحید حسینی نامی، بابک مینقی و علیرضا سلمانپور نشسته بودند. برادران ارک با کمال سادگی و لحنی که قدردانی از سر و رویش می بارد از آنها نام می برند و می گویند: آنها دستمان را گرفته و سر چند فیلم حرفه ای بردند و ما را با روند فیلمسازی بطور حرفه ای آشنا کردند.

بهمن سکوت می کند و بهرام که گویی دارد آن دوران را در ذهن خود مرور می کند ادامه می دهد: سپس برای کسب تجربه با آنان همراه شدیم. یکی دنبال گریم رفتیم و یکی هم مدتی در چند فیلم دستیار دوستان شدیم.

مدرسه فیلمسازی، جهش به دنیای حرفه ای

ورود به مدرسه ی فیلمسازی برادران ارک را به سوی دنیای حرفه ای پرت کرده است. این را از سخنان هردوی آنها می توان دریافت.

بهرام با اشاره به اینکه بعد از هشت سال فعالیت در عرصه فیلمسازی و ساخت چندین فیلم کوتاه، راهی مدرسه فیلمسازی شدیم می گوید: این مدرسه به حق فضایی فراتر از دانشگاه دارد!

بهمن هم ادامه می دهد: مدرسه فیلمسازی مکانی است برای دادن بینش، پر از ورک شاپ های سینمایی و اساتیدی که شاید نشستن در کلاسهایشان را در خواب می دیدیم.

به گفته ی آنها، مدرسه فیلمسازی برای فیلمسازان جوان و کم تجربه جو حاکم بر سینما را نشان می دهد چراکه پر است از آدمهای علمی و عملی.

برادران ارک یادآور می شوند: در مدرسه ملی سینما و پس از آن نیز در جشنواره کن تکنیک های جدید آموختیم و فیلم های آینده ما بدلیل علاقه به استفاده از جلوه های ویژه ی متفاوت، هزینه بر خواهند بود!

همیشه دوقلو خواهیم ماند!

کم نبوده اند کارگردانانی که بصورت تیمی فیلم ساخته باشند اما در تاریخ سینما کمتر دیده شده دوقلوهایی از یک خانواده دوشادوش هم به یک برند در سینمای بین المللی بدل شوند.

بهرام و بهمن ارک، جدای ویژگی دوقلو بودنشان، به دلیل ویژگی های چهره و صمیمیت و سادگی شان، به چهره ای جالب توجه برای رسانه های مختلف بدل شده بودند بطوریکه اغلب فیلمسازان کن آنها را به نام می شناختند!

می گویند: دو نفره کار کردن سختی های خود را دارد. گاهی به اختلاف نظر برمی خوریم بطوریکه یک پلان را از دو زاویه می گیریم و در نهایت سر تدوین، میانگین نظرات را انتخاب می کنیم یا به نوعی باهم کنار می آئیم.

با اینحال تاکید می کنند: در دنیای فیلم و فیلمسازی همچنان دوقلو خواهیم ماند!

حیوان، انعکاس درد مشترک بشریت

به موضوع فیلم “حیوان” می رسیم. فیلمی که محصول آموخته های برادران ارک در مدرسه ی فیلمسازی است و حرف های زیادی برای گفتن داشته است.

برادران ارک در خصوص موضوع فیلم می گویند: حیوان داستان شخصی را روایت می کند که می خواهد از مرز فرار کند ولی هربار توسط نیروهای مرزی دستگیر می شود. در آخر مجبور می شود در لباس یک قوچ از مرز عبور کند و با اینکه در این راه موفق می شود اما در آنسوی مرز، هدف یک شکارچی قرار گرفته و جان خود را از دست می دهد.

آنها با تاکید بر اینکه حیوان، درد مشترک بشریت را فریاد می زند ادامه می دهند: این فیلم زمان و مکان و دیالوگ ندارد چرا که نمی خواستیم کشور خاصی را تداعی کرده و این مشکل را در یک جغرافیای خاص محصور کنیم و اتفاقا به همین خاطر نیز مورد توجه قرار گرفته است.

بیان درد بشریت، سیاه نمایی نیست

افزایش موفقیت و دریافت جایزه از سوی فیلمسازان ایرانی در جشنواره های بین المللی طی سال های اخیر، واکنش های متفاوتی در داخل کشور به همراه داشته است بطوریکه برخی محافل عقیده دارند جشنواره های خارجی فیلمسازان ایرانی را به سیاه نمایی و نشان دادن چهره ای غیرواقعی از ایران ترغیب کرده و بدان ها جایزه می دهند.

نظر برادران ارک در خصوص این ادعا هم جالب است، هم صریح: خوشبختانه موضوع فیلم حیوان به هیچ وجه شرایط ایران را تداعی نمی کند که چنین حرف و حدیث هایی هم پشت سر خود داشته باشد ولی با اینحال ادعای فوق را کسانی مطرح می کنند که حتی یکبار هم در جشنواره های خارجی حضور نیافته اند!

بهرام ارک در این خصوص یادآور می شود: اصلا خارجی ها سیاه نمایی ایران را نمی خواهند بلکه برای آنها بینش فیلمساز و نقد شرایط جامعه به زبان هنر اهمیت دارد.

او در عین حال با بیان این که “بخاطر دریافت جایزه هرگز به جشنواره ها باج نمی دهیم” می گوید: ما برای دلمان فیلم می سازیم و جشنواره ها هم می بینند؛ همین!

بهمن ارک هم با اشاره به لزوم بررسی روند اهدای جوایز جشنواره هایی مانند کن اظهار می دارد: با تحلیل رویدادهای جشنواره ای می توان دریافت که هدف از برپاکنندگان جشنواره ی کن، ترغیب فیلمسازان جهان سوم به سیاه نمایی از شرایط کشور نیست چراکه به عنوان مثال، نخل طلای سال گذشته را به فیلمی اهدا کردند که کل سیستم بریتانیا را زیر سئوال برده بود!

برادران ارک یادآور می شوند: اتفاقا امسال تنها فیلمی که جامعه ی خود را نقد نکرد و جایزه برد، حیوان بود بطوریکه به هیچ وجه سیاه نمایی از وضع موجود کشور در آن دیده نمی شد.

حمایت بکنند یا کنند، راه خود را می رویم

برادران ارک برخلاف سایر هنرمندان از وضعیت موجود گلایه ای ندارند چراکه معتقدند هنرمند نباید از کسی انتظار داشته باشد بلکه باید خود را به شرایط موجود تحمیل کند.

بهرام ارک در این باره می گوید: ما مورد ظلم نیستیم که مظلوم بخوانندمان. حمایت بکنند یا نکنند مشکلی نداریم. مشکل این است که ما بعنوان هنرمند، کجای این هنر خودمان را تعریف می کنیم.

بهمن هم سخنان برادرش را اینگونه پی می گیرد: ما از کسی انتظار نداریم و اگر مسئولی هم کمک می کند لطف دارد. برایمان هم فرقی ندارد که برای استقبال به فرودگاه بیایند یا نیایند چراکه ما کار خود را خواهیم کرد.

او همچنین می گوید: من مسئولان فرهنگی را دوست دارم چون تاکنون برای ساخت فیلم برایمان مانع تراشی نکرده اند. جایی که برایمان مشکل درست کنند در برابر هم قرار می گیریم!

برادران ارک با اشاره به اینکه حیوان محصول تجربیات و آموخته های مدرسه ی فیلمسازی بوده است می گویند: تهیه کنندگی این فیلم هم بر عهده دولت بوده و هزینه ۳۰ میلیون تومانی آن را بر عهده داشته است.

مشکلات سینمای ایران زیربنایی است

بسیاری از مشکلات سینمای ایران زیربنایی است و معضلات آن گریبانگیر تمام فیلسمازان بزرگ کشور است.

برادران ارک مهمترین مشکل سینمای ایران را نبود پول عنوان کرده و می گویند: امروز بسیاری از بزرگان فیلمسازی در کشور سالهاست بدنبال تهیه کننده هستند که فیلم بسازند ولی موفق نشده اند.

به اعتقاد آنان، ساختار سینمای ایران با جهان متفاوت است و در نبود حتی یک کمپانی فیلمسازی مشکل است که بتوان با تحولات جهانی همراه شد.

آنها در عین حال یادآور می شوند: در سالهای اخیر تلاش هایی درحال انجام است که پول وارد سینما شود ولی چون زیرساختش فراهم نیست به جایی نرسیده ایم.

آذربایجان سینمای بومی ندارد

سینمای بومی اصطلاحی است که در سالهای پس از انقلاب مطرح ولی تعریف دقیقی از آن ارائه نشده، چراکه محدوده ی “بوم” در سطح محلی، استانی یا ملی تعریف نشده است.

با اینحال، این واژه در فیلم های بهمن قبادی دوباره بر سر زبان ها افتاد چراکه عده ای بر این عقیده اند که وی اوج سینمای بومی کردستان بود بطوریکه با کنا ر رفتن او، سینمای بومی کردستان از بین نرفته و تلنگر قبادی در سینمای کردستان کار خود را کرده است!

برادران ارک اما در خصوص سینمای بومی آذربایجان نظر دیگری دارند.

به اعتقاد آنان با اینکه در سینمای تبریز چندین فیلمساز مانند قبادی داریم ولی به دلایل مختلف، دیده نشده اند.

دوقلوهای فیلمساز تبریزی ادامه می دهند: با اینکه سه فیلم سینمایی بلند و موفق در استان ساخته شده با اینحال نمی توان گفت که جریان سینمای بومی در آذربایجان شکل گرفته است.

آنها در عین حال، تاکید می کنند که سینمای بومی آذربایجان قطعا با کردستان متفاوت خواهد بود چراکه شرایط ما با آنها بسیار متفاوت است لذا نباید انتظاری که از سینمای آنها وجود دارد از سینمای ما داشت.

برادران ارک البته با اشاره به اینکه پرداختن به مسایل بومی را دین خود به تبریز و آذربایجان می دانند می گویند: مثلا مسایل بومی تبریز از جمله بازار تبریز موضوع فیلم آینده ما خواهد بود.

حسادت بخشی از زندگی است!

حسادت برای موفقیت هنرمندان از سوی همقطاران آنان به امری رایج در کشور بدل شده ولی شوری آن در فضای هنر تبریز کمی بیشتر است!

از برادران ارک می پرسم چگونه با این موضوع کنار خواهند آمد؟ پاسخشان واقع بینانه است: حسادت و تنگ نظری بخشی از زندگی است و باید که با آن کنار آمد!

به اعتقاد برادران ارک، حسادت و تنگ نظری شاید از روی غرض نیست و نشانه ای از ناتوانی باشد ولی به هرحال برای ما مهم نیست و راه خود را خواهیم رفت!

آنها با پذیرش اینکه شاید بعنوان یک فیلمساز روزی قوی باشیم و روزی ضعیف اما بزرگترین توفیق ما راهی است که باز شده و انگیزه مان را دوچندان کرده است.

موفقیت توفیق می خواهد/ نباید مغرور شد

 برادران ارک می گویند: برای رسیدن به موفقیت، سال ها تلاش کرده ایم و این تلاش ما همچنان ادامه خواهد داشت چراکه معتقدیم شاهکار هنری یک شبه خلق نمی شود.

آنان در پاسخ به طرح مشکلاتی مانند نبود امکانات برای فیلمسازی، خطاب به هنرمندان هم سن و سال خود می گویند: اگر فیلمسازی بخواهد اثری تولید کند حتی با موبایل هم می تواند و نبود امکانات هرگز نباید مانع از رشد و تعالی آنان شود.

به اعتقاد آنان، هنرمند باید در همه حال به پیش برود و هیچ محدودیتی هم نباید مانع از کارشان شود چراکه تنها در سایه این تلاش است که توفیق پیشرفت سراغشان می آید.

بهرام و بهمن ارک عقیده دارند: تو باید کار خودت را بکنی نه بخاطر شهرت چراکه اگر به هنر خود اعتقاد داشته باشید، شهرت خودش می آید و تو را پیدا می کند!

بهرام با بیان اینکه سینما چیزی جز تحقیق و تجربه نیست یادآور می شود: ما هم آرام آرام به تکنیک رسیدیم و می دانیم در آینده به خیلی جاها خواهیم رسید.

بهمن هم با بیان اینکه هرگز نباید دچار غرور شویم خاطرنشان می کند: اگر فکر کنیم با این جایزه “بزرگ” شده ایم، در این دنیایی که به سرعت در حال تحول است یک بزرگی نشانمان می دهند آنسویش ناپیدا…!

هنرمند باید مجنون باشد

بهمن ارک در ادامه این گفتگو در پاسخ به سئوالی در مورد چگونگی ادامه فعالیت با وجود محدودیت های شدید مالی و فنی می گوید: هنرمند باید مجنون باشد و برای خلق یک اثر ارزشمند از همه چیز بگذرد در غیر اینصورت موفق نخواهد شد.

بهرام هم ادامه می دهد: اصلا هنر به این است که با دست خالی اثری خلق کنی که در جشنواره های جهانی حرفی برای گفتن داشته باشد و امروز بسیاری از هنرمندان ما با عشق و جنون به موفقیت رسیده اند!

برادران ارک با اشاره به اینکه ” کل زندگی ما به خطر افتاد تا در این راه موفق شدیم” می گویند: هنرمند برای موفقیت باید ریسک کند وگرنه هرگز به جایی نخواهد رسید.

آنان مشکل تئاتر تبریز را هم نبود جرات عنوان کرده و عقیده دارند: تئاتر ما هیچوقت پیشرفت نمی کند چراکه جرات ندارند جلو بروند.

برادران ارک و تلاش برای پیوند بین آرمان و واقعیت

برادران ارک هنرمندانی آرمانگرا هستند یا واقع گرا؟ پاسخ آنان متفاوت است: ما نه آرمانی نگاه می کنیم نه صرفا واقع گرا هستیم بلکه در دنیایی مابین آرمانگرایی و واقع بینی حرکت کرده و این دو جهان را به هم پیوند می دهیم.

بهرام در توضیح این سخنان می گوید: همچانکه از اودیسه الهام می گیریم از دده قورقود و مولوی هم الهام می گیریم و تلاش داریم تمام آنها را به هم پیوند زنیم.

بهمن هم با اشاره به اینکه ما برای مخاطب عام فیلم می سازیم نه قشری خاص اضافه می کند: از نظر من هرآنچه ایده آلم باشد باید نمونه ی عینی هم داشته باشد درغیر اینصورت هرگز نمی توانیم بین آرمان و واقعیت ارتباط برقرار کنیم.

تبریز قطب سینمای ایران می شود

برادران ارک در خصوص سینمای آذربایجان عقیده دارند: چشم انداز ما از سینمای تازه جان گرفته ی تبریز روشن است بطوریکه می توان ادعا کرد این شهر به یکی از قطب های سینما در کشور بدل شده است.

بهمن ارک با تقدیر مجدد از تمام کسانی که آنها را در این راه کمک کرده اند می گوید: امروز زیست محیط جدیدی برای سینمای تبریز تعریف شده بطوریکه تا پنج سال پیش تعداد فیلم های تولید شده در تبریز بسیار محدود بود اما امروز هر سال فیلم های تبریز در جشنواره های مختلف می درخشند.

بهرام هم با بیان اینکه تبریز قطب سینمای کشور شده است می گوید: موفقیت فیلم “ائو” در جشنواره جهانی فجر نیز بسیار قابل تقدیر و ارزشمند بود و حتی امسال یکی از کاندیداهای حضور در جشنواره کن به شمار می آمد که بنا به دلایلی موفق نشد.

***

سه ساعت از مصاحبه گذشته و گفتگو با هنرمندان جوانی که با وجود موفقیت در عرصه ملی و بین المللی، صمیمیت و سادگی یکی از اصلی ترین خصوصیات شخصیتی آنان است، سیری ناپذیر می نماید. اما زمان تنگ است و فرصت تحریر گفتگو هم محدود.

برادران ارک عقیده دارند که این موفقیت برای آنان آغاز راهی است تازه چراکه برای “کیارستمی” شدن، هنوز فرسنگها فاصله دارند…