به گزارش ترجمان صبح – سالار ابراهیمی: این فیلم که دومین تجربه فیلمسازی بیرقی محسوب می شود، فیلم روایت و ریتم خوبی دارد و در سکانسی که افروز به همراه یاسر برای حل مشکلاتشان به خانه می آیند فضاسازی و دیالوگ ها باورپذیر است و هم چنین اسم فیلم هم خیلی خوب و هوشمندانه انتخاب شده است.

به نظرم مهمترین دغدغه این فیلم بیشتر از آنکه قضیه قانون ممنوع الخروجی همسر باشد ، در شخصیت یاسر نهفته است. یاسری که در زندگی خصوصی خود از ضربه زدن ، دروغ گویی و ظلم ابایی ندارد ولی وقتی به عنوان مجری جلوی دوربین قرار می گیرد، مثل هاله نوری که از آسمان نزول کرده حرفهای معنوی و قشنگ می زند و فیلمساز این دوگانگی در شخصیت را با تقطیع صحنه هایی از اجرای یاسر و صحنه های سردرگمی و کلافگی افروز، بخوبی نشان می دهد.

فیلمساز در بزنگاه خوبی دست روی این سوژه گذاشته است انسانهای ریاکار در جامعه ما به وفور یافت می شوند و واقعا یکی از معضلات کشور همین ریاکاری و دروغ است که رفته رفته در جامعه نهادینه شده است متاسفانه شخصیت های یاسر مانند درجای جای جامعه ، بخصوص سیستم اداری و مدیریتی نفوذ دارند و با ژست مذهبی بودن تیشه به ریشه مذهب و دین زده اند.

شخصیت افروز در فیلم کاملا سفید نیست. اتهام هایی به او زده می شود (قضیه پناهندگی و دلال اسپانیایی یا شبهه همجنسگرایی و رابطه او با هم اتاقی اش) که در مورد این اتهام ها تا آخر فیلم هم پاسخ روشنی به مخاطب داده نمی شود.

شاید فیلمساز با این کار می خواهد طوری وانمود کند که قضاوتی درمورد داستانی که روایت می کند، نداشته است ولی چون شخصیت یاسر  کاملا سیاه است ، این فرضیه مردود می شود.

فیلمنامه بیرقی اما اشکالاتی دارد اجازه نامه محضری بعد از پاره شدن باطل نمی شود و این به یک گاف فیلمنامه بیشتر شبیه است. فیلمنامه منطق روایی درستی هم ندارد مثلا جایی که افروز وقتی جنگ رسانه ای اینستاگرامی را علیه همسرش راه می اندازد، هیچ خللی در کار یاسر که اتفاقا در صداوسیما کار رسانه ای می کند ، وارد نمی شود و کما فی السابق به کار خود ادامه می دهد. یا در سکانس آخر که افروز به برنامه یاسر زنگ می زند، صحنه بسیار تصنعی و غیر واقعی است . گویی بیرقی برای پایان بندی فیلم خود شتاب زده عمل کرده است و به نظرفیلم می توانست پایان بندی قوی تر و تاثیرگذارتری داشته باشد.