به گزارش ترجمان صبح – سالار ابراهیمی: در خلاصه فیلم “مصادره” آمده است: داستان  فیلم مصادره از دهه ۵۰ آغاز می‌شود و داستان یک ساواکی با بازی رضا عطاران است که درگیر ماجراهایی می‌شود.

این فیلم گویا از فیلم نهنگ عنبر الهام گرفته شده است. نوع گریم عطاران و حتی شخصیت ساده لوحانه اش در فیلم آدمی را یاد فیلم سامان مقدم می اندازد. حتی صحنه ای در فیلم که بازی معروف ایران، آمریکا پخش می شود، از روی نهنگ عنبر کپی شده با این تفاوت که در فیلم نهنگ عنبر بازی ایران، استرالیا سوژه شده بود. یا مثل نهنگ عنبر در این فیلم هم از نریشن استفاده شده است. البته قضاوتی درمورد این کپی کردن نمی کنم اتفاقا این کار در این فیلم مفید بوده و شوخی هایی که می شود خوب و خلاقانه است.

یکی از نقاط قوت فیلم صحنه سازی های خوب و باورپذیر است مخصوصا جلسه ی اعتراف گیری که در حضور خبرنگاران انجام میشد عینا آن چیزی که در اوایل انقلاب از تلویزیون می دیدیم شبیه سازی شده بود.

از نقاط ضعف فیلم هم به نریشن گویی نامنظم و سطحی فیلم می توان اشاره کرد. نریشن هم مثل همه ی تکنیک های فنی که در سینما وجود دارد، قاعده و قانونی دارد این طور نیست که علی فرقانی به عنوان فیلمنامه نویس در هر جای نوشتن فیلمنامه احساس ضعف و ناتوانی کند ، از نریشن استفاده کند.

فیلمنامه از لحاظ منطق روایی هم دچار مشکل است و در طول نمایش فیلم برای مخاطب سوال ایجاد می شود که مثلا آدمی به این گیجی و حواس پرتی چطور در سازمان مهم و امنیتی ساواک استخدام شده؟ زکریا (فرزند اسماعیل) چطور با اینکه زبان مادرش ، انگلیسی است به این سلیسی و روانی فارسی صحبت می کند و هر از گاهی چند کلمه انگلیسی می گوید در حایکه باید قضیه برعکس باشد و انگلیسی خوب صحبت کند و در خلالش چند کلمه فارسی بگوید. یا مثلا چرا مرز مکزیک و آمریکا اینقدر خرتوخره و هر کسی می خواهد می آید و می رود؟

فیلم درست بعد از مهاجرت عطاران به آمریکا به شکل چشمگیری در ریتم و ساختار افت کرده و با اتکا به داستانهای فرعی بی ربط می کوشد تماشاگر را به هر قیمتی تا انتها با خود همراه سازد..