بعد از سالها خفقان و موج گسترده دستگیریها و تبعید و زندان، مبارزات که البته به شکل مخفیانه انجام میگرفت در سال ۱۳۵۶ شکل جدیدی بخود گرفت. در واقعه قیام ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ که قرار بود به مناسبت چهلم شهدای قیام ۱۹ دی مردم قم، مجلس ختمی در مسجد قزللی تبریز برگزار شود، بازهم شاهد پیوند روحانیت با مردم بویژه بازاریان تبریز هستیم. این مراسم که به دعوت علما و روحانیان تبریز از جمله آیت الله شریعتمداری و آیت الله قاضی طباطبائی قرار بود برگزار شود، بدنبال تجمع مردم و بازاریان جلو مسجد جامع و حرکت دسته‏جمعی آنها به طرف میرزا مسجد یوسف (قزللی) واقع در اول بازار که قرار بود مجلس مزبور در آنجا برگزار شود، مأمورین شهربانی از حرکت آنها جلوگیری و در نتیجه باعث درگیری مأمورین و اهالی گردید. بعد از توهین رئیس کلانتری به ساحت مقدس مسجد و شهادت علی تجلا، درگیری مردم با مأمورین شهربانی شکل دیگری بخود گرفت و بلافاصله به همه نقاط شهر سرایت کرد.

حاج سیدمحمد الهی طباطبائی در خاطرات خود میگوید: ما ترسیدیم در این حادثه رژیم بریزد و مغازه‏های مردم را به هم بزند و حرکت را بدنام نماید. یعنی بانک را مردم آتش بزنند و مغازه بزازی را رژیم. برای این که جلوی این حرکت را بگیریم آمدیم و برای مغازه‏ها محافظ گذاشتیم… آن روز تمام مغازه‏ها بسته بودند ولی بانکها و سینماها و هرجای دیگری که باز بود به منزله این بود که از رژیم حمایت کرده‏اند و هدف مردم نیز این بود که از مظاهر دولتی و حمایت کنندگان آن انتقام بگیرند. با این حال ما می‏ترسیدیم ساواک بیاید و مغازه‏های مردم را به هم بریزد[۱].

حاج حسن جوادی از اصناف بازار کفاشان نیز در این زمینه میگوید: من پیشنهاد کردم برویم داخل بازار کفاشها و بانک سپه آنجا را مراقبت کنیم، چون داخل بازار چنین کاری باعث می‏شد تمام بازار آتش بگیرید. رفتیم و همراه دوستان جلوی سر در ورودی بازارچه ایستادیم. وقتی تظاهرکنندگان می‏آمدند و می‏دیدند آنجا ایستاده‏ایم می‏پرسیدند چرا ایستاده‏اید؟ می‏گفتیم بروید ما هم خواهیم آمد. جماعت را به همین نحو از آن محل دور کردیم… با این که بانکها متلاشی شد و سرمایه ‏ها در خیابانها ولو بود ولی کسی یک ریال از این پولها را  برنداشت[۲].

حاج کریم بهروزی از اصناف بازار تبریز نیز در این زمینه میگوید: ساواک دربارۀ این موضوع چنین اظهارنظر کرد که «در واقعه مورخ ۲۹/۱۱/۱۳۵۶ موضوع دیگری جلب توجه نمود و آن عدم کوچکترین خسارت به بازار تبریز بود و این موضوع مؤید این است که بین گردانندگان تظاهرات و بازاریان احتمالاً همفکری و ارتباطی پنهان وجود داشته. در این چهار ساعتی که درگیری بود و مردم حاکم بر شهر بودند، بانکهای پر از پول در اختیار مردم بود. کسی نمی‏تواند ادعا کند که دیناری از پولها را برداشتند. کسی از لحاظ ناموسی و جانی و مالی مورد تعرض قرار نگرفت. این نشان می‏دهد که نهضت هدفدار بود. و مردم و بازاریان بازهم ارادت خود را به اهل بیت و پیوند خود با روحانیت را به نحو احسن به منصه ظهور رساندند[۳].

[۱] .  بنیاد شهید و امور ایثارگران، نشریه شاهد یاران، بهمن ۱۳۸۸، شماره ۵۱، ص ۳۹

[۲] . بنیاد شهید و امور ایثارگران، نشریه شاهد یاران، بهمن ۱۳۸۸، شماره ۵۱، ص ۴۱

[۳] . بنیاد شهید و امور ایثارگران، نشریه شاهد یاران، بهمن ۱۳۸۸، شماره ۵۱، ص ۴۴

نویسنده : محمدرضا انزابی