به گزارش ترجمان صبح، هر چند کار از کار گذشته و ابعاد فاجعه در دشت تسوج از سر و ته دامن طبیعت عبور کرده اما شاید این گزارش کور سویی از امید باشد برای چشمان این دشت بی رمق و بی تاب و معصوم ما!

حالا جرات کرده و از یک فاجعه صحبت می‌کنیم فاجعه‌ای که بیشتر شبیه تجاوزی است که زخم هایش شاید تا سالها از تن و روان رنجور و نحیف این مرز و بوم بیرون نشود…

تسوج فقط و فقط دو رودخانه عمدتا فصلی دارد و تمام دارایی و اساس اش از این دنیا و طبیعت به این دو رودخانه گره خورده است…! این دو رودخانه هم باید نیاز غذایی کشاورزان در عرصه روی زمین را فراهم کند و هم تغذیه ابهای زیر زمین را … این همه چاه عمیق در پایین دشت تسوج رشته حیاتشان وابسته به این دو رودخانه ی مقدس است…! نامشان رودخانه الماس و انزاب است…! وجود تسوج و قره تپه و دیزج شیخ مرجان و قلعه مراغوش در پایین دست همه و همه به این دو رود وابسته است… این دو رود اساس زندگی طبیعت ماست در این شهر کهنه و قدیمی! هر زمزمه و آواز و هر گریه و خنده که از نای کودکان این شهر بیرون میزند پژواک زمزمه همان رودخانه هاست! نه این همه ماجرا نیست ..! انگار چشم تمام نعمات و برکات سفره‌های فقیر و غنی در این شهر کهن به زور و بازوی این دو دست توانای طبیعت دوخته شده است…. تمام اهل طبیعت از ماکیان گرفته تا آدمیان به تجربه می‌فهمند که اگر جرح و ضربی بر دستان این دو رودخانه وارد شود چه عواقب وحشتناکی پیش رویشان خواهد بود! حالا دست بر قضا این اتفاق شوم افتاده و دستان نانجیب عده ای برای تجاوز به دامن طبیعت بیرون امده است.

حالا چند سالی است در لوای نامی خوش زرق و برق بنام توسعه شهر و درآمد پایدار !!!! تمام مسیر و بسترهای این دو رودخانه چنان مورد تعدی و چپاول قرار می‌گیرد که به گواهی نقشه‌ها و اسناد موجود دیگر طبیعت سابق قابل ردگیری و شناسایی نیست.

یکی از فعالان محیط زیست در تسوج که سالهاست درگیر این مسئله هست می گوید ” برداشت شن و ماسه در حجم گسترده از طبیعت بکر و حاشیه این رودخانه‌ها باعث ‌ایجاد حفره‌های عمیق در بستر رودخانه‌ها شده و فرو افتادگی بستر در بالا دست و پایین دست محل برداشت به حدی رسیده که دیگر کشاورزان حاشیه ی سیلاب ها که در قدیم از آب رودخانه ها برای کاشت گندم استفاده می کردند عملا دیگر نتوانند از آب جاری استفاده کنند. این فعال محیط زیست در ادامه می گوید وحشتناک ترین چیزی که در جریان برداشت های غیر قانونی اتفاق می افتد این است که فرو افتادگی کف رودخانه باعث می شود که سرعت جریان سیلاب در بالا دست بیشتر شده و با تغییر مسیر رودخانه در زمان طغیان از چند مسیر به یک نقطه، شهر کاملا در تیر رس سیل ویرانگر قرار بگیرد که نشانه های ان امسال در ضلع جنوبی درمانگاه تسوج انهم فقط با یک بارش ملایم دیده شده است ! ” اینها فقط بخشی از تبعات منفی دست یازی به طبیعت است. کاهش تغذیه سفره‌های زیر زمینی در پی تخریب بستر رودخانه و تغییرات مرفولوژی رودخانه و بر هم زدن بستر زایشی آن و تخریب چاههای قنوات تسوج از جمله اسیب‌های ایجاد شده به دنبال این برداشت هاست.

حالا شاید به ذهن پرسشگر مخاطب برسد که پس متولیان امر و نهادهای مسئول کجا هستند و چرا کاری نمی کنند؟! این فعال محیط زیست در جواب می گوید ” در طی این سالها به همه انها زنگ زده و گزارش داده است اما ارتباطات مرسوم اداری و محذورات اخلاقی بین روسا و بده بستان‌های عجیب و غریب مانع از آن شده تا جلو این فاجعه گرفته شود از حراست ان اداره گرفته تا ریس و کارمند و کارگر ، همه می دانند که چه جرمی اتفاق می افتد و چه اتفاقات وحشتناکی در حال وقوع است.

این فعال محیط زیست به کانال تسوج (رسانه محلی) گفته که تبعات افشاگری هایش در مواقعی عملا به نقض حقوق شهروندی اش منجر شده و ارزو دارد روزی این گزارش در راستای احقاق حقوق عامه به دست رئیس قوه قضاییه یا دبیر شورای حفظ حقوق بیت المال برسد و کسانی که در خشکیدگی دشت تسوج سهم دارند ویا در این مورد اهمال و سهل انگاری نمودند به سزای اعمالشان برسند شاید این حرکت و مجازات گوشه ای از فاجعه ی برگشت ناپذیر خشکیدن تسوج را جبران کند، شاید …!! تمام !

رضا اخگرپور