به گزارش ترجمان صبح، سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی مجاهد و مبارز تبریزی دوران پهلوی در سال ۱۲۹۳ شمسی زاده شد. فعالیت‌های سیاسی او قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن گسترده بود. قبل از انقلاب در جریان واقعه مدرسه طالبیه تبریز و طرح لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی یکی از مخالفین سرسخت بود و با انتشار اعلامیه مخالفت خود را عیان کرد. او همچنین از عوامل مؤثر انقلاب در آذربایجان و تبریز بود که در قضیه تظاهرات ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ تبریز از عوامل مؤثر بود.

او پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان اولین امام جمعه تبریز منصوب شد و در راستای ایجاد امنیت و ثبات در تبریز تلاش‌های فراوان کرد و همچنین با صدور اعلامیه‌هایی مردم را تشویق به عضویت در حزب تازه تاسیس جمهوری اسلامی می‌کرد.

او دانش آموخته علوم دینی و یکی از سرآمدان این زمینه بود. وی در کلاس های درس آیت الله مرعشی نجفی، سیدمحمد حجّت، سیدصدر الدین صدر، سیدمحمدرضا گلپایگانی، عبدالنبی عراقی و سید حسین بروجردی شرکت کرد. بسیاری از بزرگان علوم دینی چون شیخ آقابزرگ تهرانی، کاشف الغطاء، امام خمینی(ره)، مرعشی نجفی، علامه طباطبایی و … در زمینه نقل روایت به محمدعلی قاضی اجازه روایت داده بودند.

وی آثار متعددی در علوم مختلف قلم زده است که تحقیق درباره اول اربعین سید الشهداء، الاجتهاد و التقلید، تعلیقات بر کتاب اسلام صراط مستقیم، الفوائد، سفرنامه بافت، کتاب فی علم الکلام، رساله در اوقات نماز و … از جمله آن‌هاست.

او سرانجام در ۱۰ آبان ۱۳۵۸ توسط گروه فرقان ترور شد و اولین شهید محراب در جمهوری اسلامی ایران نام گرفت و در محل مسجد مقبره واقع در بازار تاریخی تبریز به خاک سپرده شد.

حجت الاسلام رسول برگی، کارشناس مذهبی و سیاسی و رئیس شورای شهر تبریز درباره شهید قاضی طباطبایی اظهار می‌کند: اگر بخواهیم نقش علامه طباطبائی را در تاریخ انقلاب حساب کنیم، باید به این نکته دقت کنیم که حتی دشمنان هم ایشان را به عنوان خمینی آذربایجان مطرح کرده‌اند. یعنی او را در سطح منطقه آذربایجان، اردبیل، زنجان و هرجایی که آذری زبان وجود دارد با حضرت امام(ره) یکسان قرار داده‌اند و این نشان می‌دهد که این شخصیت بزرگوار بعد از انقلاب، بعد از امام خمینی(ره) یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین نقش ها را دارا بوده‌است و اگر ایشان نبودند شاید در منطقه آذربایجان انقلاب در این سطح پیش نمی‌رفت.

او می‌گوید: رهبر انقلاب در فرمایشات‌شان بارها و بارها بیان کرده‌اند که نهضت چهلم را مردم آذربایجان و تبریز به راه انداختند. زمانی که که شهدای قم در تبریز برای شهدای قم چهلم گرفتند، این باعث شد که این نهضت در سال ۵۶ ادامه پیدا کند تا این که در سال ۵۷ انقلاب پیروز شد. اگر آن حرکت آذربایجان و تبریز نبود، شاید انقلاب اسلامی به آن زودی‌ها پیروز نمی‌شد و این ابتکار عمل جدید باعث شد که انقلاب به جریان بیفتد. این جریان و نهضت را آیت الله قاضی طباطبایی به راه انداختند.

او می‌افزاید: شهید قاضی طباطبایی بود که توانست در سطح کشور با بسیج کردن مردم جریان انقلاب را ایجاد کند. تبعیدها، بازداشت‌ها و اقدامات ساواک علیه او در تاریخ انقلاب اسلامی به صورت مستند وجود دارد و هنوز هم تعدادی از کسانی که ایشان را دیده اند در قید حیات هستند و هر وقت از آیت الله قاضی می‌شود، عظمت و رشادت‌های آن بزرگوار را مورد تمجید قرار می‌دهند.

برگی بیان می‌کند: شهید قاضی معتمد حضرت امام(ره) بود. بعضی دست‌ها هم بودند که بارها و بارها سعی کردند ایشان را گوشه‌گیر کنند؛ همان هایی که وابسته به ساواک و ضد انقلاب و خلق مسلمان به وجود آوردند. همان افراد با نقشه‌کشی سعی کردند به نحوی به امام خمینی(ره) القا کنند که شهید قاضی در تبریز و آذربایجان نباشد اما امام(ره) به خاطر اعتمادی که به او داشت تا آخر در کنار شهید قاضی ایستاد و پیامی که به مناسبت شهادت او داد، نشان داد که نقش شهید قاضی در نظر امام(ره) چگونه بود.

او مطرح می‌کند: برای شهید قاضی واژه “علامه” زیبنده است چا که ایشان به تمام معنا علامه و ذوفنون بودند یعنی در اکثر علوم و مسائل صاحب فن بودند. نه این که فقط آگاهی داشته باشند، بلکه صاحب فن بودند. آیت الله قاضی طباطبایی همان طور که در فقه مجتهد بودند، همان طور که در علم اصول یک شخصیت اصولی بودند، همان طور هم در تاریخ و ادبیات و … مجتهد بودند. تالیفاتی که از ایشان به جا مانده این حرف را ثابت می‌کند.

او اضافه می‌کند: برای نمونه یکی از تالیفات‌شان “تحقیقی درباره اربعین سیدالشهدا(ع)” است که این کتاب را برای اثبات این که خانواده امام حسین(ع) در اولین اربعین ایشان به کربلا رفتند، نوشته است اما وقتی دقت می‌کنیم می‌بینیم که این کتاب یک مرجع تاریخی است و معلوم است کسی که آن را نوشته، یک فرد مجتهد بوده‌است که به کتاب‌های تاریخی شیعه و سنی اشراف دارد و توانسته به عالی‌ترین نحو این کتاب ارزشمند را بنگارد.

رئیس شورای شهر تبریز می‌گوید: ابهت علمی ایشان کمتر از ابهت سیاسی و اجتماعی‌شان نیست. ایشان در کنار فعالیت‌های سیاسی و علمی از فعالیت‌های اجتماعی هم غافل نبودند. مسجد مقبره که شهید قاضی در آن فعالیت داشتند، یک پایگاه سیاسی در قبل از انقلاب و بعد از آن بود. بازار تبریز و تیمچه‌هایش خاستگاه انقلاب و آن مسجد هنوز هم پایگاه انقلاب است. درست است که قیام ۲۹ بهمن از مسجد قیزللی شروع شد اما چیزی که این قیام را به مسجد قیزللی کشاند، منبرهای مسجد مقبره بود و همه این‌ها را مرهون تلاش‌های شهید قاضی طباطبایی هستیم.

او بیان‌ می‌کند: ما در تبریز حضرات آیات بسیاری داشته‌ایم اما تاثیر هیچ کدام به اندازه تاثیر شهید قاضی نبوده‌است. بقیه هم سعی کرده‌اند ببینند شهید قاضی چگونه در این مسیرها قدم برداشته تا آن‌گونه حرکت کنند.

او مطرح می‌کند: در کنار همه این فعالیت‌ها، صندوق حمایت از مستمندان یکی از اثرات با برکت ایشان است. آن زمان که کمیته امدادی وجود نداشت، شهید قاضی صندوقی به نام “صندوق حمایت از مستمندان” ایجاد کرد و به این نحو به فقرای تبریز و حومه آن رسیدگی می‌کرد. ایشان در راه انقلاب از دار و ندارش گذشت. ایشان خانوادگی از اول املاک بسیاری داشتند که آن‌ها را فروخت و زمانی که به دلیل اعتصابات علیه حکومت، کارگرها سرکار نمی‌رفتند، با پول زمین‌های خودشان، حقوق کارگران را می‌داد تا کسانی که اعتصاب کرده‌اند و طاغوت به آن‌ها حقوق نمی‌دهد، به این نحو گذران زندگی کنند.

حجت الاسلام رحیم همزبان، کارشناس مسائل دینی و سیاسی در خصوص شهید قاضی طباطبایی اظهار می‌کند: شهید سیدعلی قاضی طباطبایی از یک خانواده اصیل و ریشه‌دار در تبریز و اهل علم و روحانی بود که از این خانواده شخصیت‌های بزرگی چون مرحوم سیدعلی قاضی که استاد اخلاق کثیری از علما و بزرگان بودند و مقبره ایشان در وادی الاسلام نجف است، مرحوم علامه سیدمحمدحسین قاضی طباطبایی، برادرش سیدحسن سر برآورده‌اند.

او می‌افزاید: سیدمحمدعلی قاضی از علمای معاصر است که به عنوان نماینده امام خمینی(ره) در تبریز منصوب شد و به عنوان امام جمعه تبریز هم به شهادت رسید.

او می‌گوید: شهید قاضی سال‌های متمادی در تبریز تحصیل کرد، بعد برای ادامه تحصیل به نجف رفت. او در نجف مورد اعتماد مرحوم کاشف الغطا بود. او همچنین شاگرد امام خمینی(ره) و مورد اعتماد ایشان بود و بعد از برگشت به تبریز، در مسجد مقبره تبریز فعالیت می‌کرد. نماز ظهر را در مسجد مقبره و نماز مغرب و عشا را در مسجد شعبان اقامه می‌کرد. این دو مسجد مرکز انقلاب و سیاست دینی بود. یعنی در سال ۴۲ که امام انقلاب را شروع کرد، آقای قاضی هم به تبع امام(ره) در تبریز انقلاب را شروع کرد تا جایی پیش رفت که به ایشان خمینی آذربایجان می‌گفتند.

همزبان ادامه می‌دهد: در انقلاب چندین بار تبعید و ممنوع المنبر شده و به زندانی شد. قبل از انقلاب، رهبر جریان انقلاب اسلامی در آذربایجان بود و برای همین هم از طریق ساواک ممنوع المنبر و تبعید شد و بعد هم به زندان افتاد. بعد از انقلاب هم با توجه به اینکه امام(ره) ایشان را می‌شناخت و شاگرد امام(ره) شده‌بود، او را به عنوان نماینده خود در آذربایجان‌شرقی و امام جمعه تبریز منصوب کرد. البته بعد از مدتی آیت الله مدنی برای کمک به ایشان به عنوان نماینده ولی فقیه منصوب شد و آقای قاضی امام جمعه تبریز باقی ماندند. : شهید قاضی زمانی که می‌خواست از مسجد شعبان بیرون برود، توسط گروه فرقان مورد ترور قرار گرفت و شهید شد.

او مطرح می‌کند: شهید قاضی در کنار شخصیت دینی و سیاسی، یک شخصیت علمی هم بودند. متاسفانه جایگاه علمی ایشان آن طور که باید در کشور تبیین نشده‌است. آثار قلمی و کتاب‌هایی که از ایشان به یادگار مانده، نشان دهنده جایگاه علمی ایشان است یعنی آن ‌قدر جایگاه علمی ایشان بالاست که مرحوم کاشف الغطا به او گفته بود کتاب مرا تو بنویس تا تکمیل شود.

او بیان می‌کند: برخی از کتاب های شهید قاضی در دنیا نادر است. برای مثال کتاب تحقیق درباره اولین اربعین حضرت سید الشهداء(ع) از جهت تاریخی یک برند است و اگر کسی بخواهد در رابطه با اربعین تحقیق و مطالعه کند حتما باید این کتاب را بخواند. این کتاب یک کتاب علمی، عمیق و دقیق است. او کتاب‌های فراوانی دارد و به برخی کتب قدیمی حاشیه زده یا تصحیح کرده‌است. دکتر قراملکی استاد دانشگاه تهران می‌گفت که برخی از تصحیح ها شهید قاضی از جهت اسلوب و روش تصحیح به گونه‌ای است که جدیدا این روش در دنیا مرسوم می‌شود که این کار نشان دهنده جایگاه علمی والای شهید قاضی است.

این کارشناس مسائل دینی و سیاسی اضافه می‌کند: شهید قاضی طباطبایی از جهت تقوا و پاکدامنی در تبریز زبانزد بود. خانواده ایشان با این که دارای ثروت و املاک و ارباب بسیاری از مناطق بودند، اما ذره ای به دنبال مال دنیا نبودند و آن‌هایی که با ایشان بودند به غیر از تقوا و دیانت چیزی از ایشان ندیدند. من کودک خردسالی بودم که با پدرم به مسجد مقبره می‌رفتم، یادم می‌آید که یک چهره نورانی داشتند که اولیا الله را در ذهن انسان تداعی می‌کرد.

او اظهار می‌کند: آقای قاضی و چند تن دیگر اعلام کرده بودند که می‌خواهند برای شهدای قم که در ۱۹ دی شهید شده‌ بودند، در مسجد قیزللی مجلس عزاداری برگزار کنند اما رئیس کلانتری شش آن زمان در مسجد را بست و هیچ کس را راه نداد و این کار منجر به تیراندازی شد و بعد از شهادت یک نفر فضا آشفته شد و آن راهپیمایی معروف ۲۲ بهمن شکل گرفت. شهید قاضی از جمله افرادی بود که برای برگزاری مجلس ترحیم اعلامیه داده بود و بعد از آن هم در اکثر راهپیمایی‌ها که در تبریز اتفاق می‌افتاد، معمولا در اول صف رهبری می‌کرد./ایسنا