به گزارش ترجمان صبح،به نقل از ایرنا، در شرایطی که سازمان وادی رحمت شهرداری تبریز برای هر قبر سه تا ۱۰ میلیون تومان هزینه می گیرد، انتظار  مردم این است که حداقل فضای مناسبی بین قبور، برای ایستادن عادی معزا برای دعا و وداع با درگذشتگان وجود داشته باشد.

یکی از دوستان می گوید: سال گذشته برای فاتحه به مناسبت چهلم یکی از نزدیکان سرقبر تازه درگذشته حضور یافتم، ولی به علت بارندگی مختصر برف، تنگ بودن فضای بین قبور و لغزندگی سنگ قبرها، فرزندم روی سنگ قبر سُر خورد و تا روزها بر اثر درد نمی توانست خوب راه برود یا بنشیند؛ البته بسیار شانس آوردیم سرش جایی نخورد.

یکی دیگر از همشهریان گلایه می کند که گرانی قبرها و وسوسه اقتصادی و مالی ناشی از  آن باعث شده که در طراحی و کندن قبرها در وادی رحمت تبریز، سانتی مترها نیز مهم باشند.

شهروندان تبریزی می گویند بلوک های قدیمی تر قبور متوفیان وادی رحمت، به علت داشتن فضای مناسب در جوار قبور، فضای معنوی تری دارند و امکان تردد، توقف برای دعا و ادای نذورات در آنها در حد قابل قبول است، ولی بلوک های جدید حس آرامش و معنویت را به روح زیارت کنندگان قبور نمی بخشند.

در سال های دورتر، امکان کاشت نهال و گل بر سر قبرها، فضای بسیار مطلوبی را در وادی رحمت فراهم کرده بود، اما سال به سال فواصل قبور کمتر می شود و این امر امکانی برای بازماندگان جهت حضور راحت و همراه با آرامش بر سر قبور متوفیان باقی نمی گذارد.

البته بگذریم از توخالی بودن وعده اجرای طرح های عمرانی مثل کف سازی بلوک های جدید که در بیش از ۱.۵ سال گذشته و زمان دفن اموات به معزاها داده شده بود، ولی آنان همچنان ناچارند در بین سنگ و خاک قبور به زیارت اموات شان ادامه دهند.

یکی از شهروندان تبریزی می گوید: برای تدفین آشنایان با مادر پیرم به وادی رحمت آمدیم اما چون امکان تردد راحت برای سالمندان در بین قبور وجود نداشت و معمولا تردد در زمان تدفین اموات با حواس جمعی حاضران همراه نیست، از زمین خوردن مادر واهمه داشتم؛ بر این اساس مجبور شدیم هر ۲ از دور شاهد مراسم تدفین باشیم و حالا هم پس از  گذشت یک سال هنوز امکان تردد راحت در بین قبور مهیا نشده که با این گرانی سرسام آور قیمت ها، تحقق آن نیز آرزوی محالی است.

علی قاسم لو اضافه می کند: به رغم پرداخت هزینه های گران برای تدفین، شامل هزینه قبر، کفن و دفن و سنگ قبر که در مجموع حداقل ۱۵۰میلیون ریال را شامل می شود، نه می توان درست ایستاد، نه می توان درست نشست و نه جا برای آوردن صندلی های کوچک تاشو وجود دارد.

بدیهی است که در این میان منظره قبور فوتی های کرونایی از همه دلگدازتر و تاثرآورتر است؛ محل دفن آنان به بیابانی می ماند که حضور در آن برای بازماندگان، نیازمند استحمام برای شستن گرد و خاک نشسته بر روی لباس و چهره است.

البته گلایه شهروندان تبریزی از مشکلات وادی رحمت تبریز به این موارد منحصر نمی شود، بلکه تفاوت های قیمت صدها میلیونی و ساخت مقبره های خانوادگی لاکچری و … را نیز می توان به فهرست بلندبالای گلایه ها افزود؛ انگار نه انگار که موقع مرگ هر کدام مان یک کفن بیشتر همراه خود به قبر نمی بریم.

و اینجاست که بی اختیار این شعر معروف در ذهنم تداعی می شود که:

«آن شنیدستی که در اقصای دور/ بارسالاری بیفتاد از ستور

گفت چشم تنگ دنیا دوست را / یا قناعت پر کند یا خاک گور».