ترجمان صبح/فائزه صدر: برگزاری مناظرات انتخاباتی در رسانه ملی ایران، آنچنان که برخی عنوان می کنند، برنامه ای وارداتی نیست. این مجادلات در تاریخ شرق و بخصوص در تاریخچه سیاسی کشور ما پیشینه قدرتمندی دارد و تجربه آن به بیش از پانصد سال قبل از میلاد مسیح باز می گردد. یافتن حکایت تاریخی مربوط به اولین مناظره ثبت شده در تاریخ ایران، کار دشواری نیست. کافی است از با یک جستجوی ساده از اینترنت کمک بگیرید.

پس از اسلام مناظره با آداب و ترتیبی برگرفته از قواعد مکالمات فلاسفه در میان علمای اسلامی رواج یافت. سپس به ادبیات کشیده شد و در روانشناسی و حقوق ورود کرد.

مناظره، به تعبیری روالِ شایسته ای برای گفتگو در مسیرِ کشفِ حقیقت است. مجمع خیر اندیشی که برپایی اش در آشکار شدن حق و رسوایی باطل، موثر واقع می شود.

آنقدر موثر، که حتی انتشار خبرِ مناظره ای بسته و تدوین شده انتخابات ریاست جمهوری، با علم بر آثارِ مخربش، بخصوص روبرو شدن انتخابات کشور با اتهامِ بزرگِ ناراستی و غیر دموکراتیک بودن؛ عده کثیری از مردم، دولتمردان، نخبگان و دلسوزان را به واکنش مخالف وا می دارد.

با اینکه مناظره های نوین انتخاباتی در کشورِ ما رخدادی نو پا قلمداد می شود و عملا با مناظره های جنجالی و پر از اتهام زنی در سال ۸۸ ، مخاطبینِ خود را جذب کرد، اما امروز موثرترین نقش در جهت گیری آرا مردم را از آن خود دارد. به طوری که حتی رای ندهندگانِ مقتدر نیز، منتظر پخش زنده مناظره ها و تحلیل و استدلال و نتیجه گیری نهایی هستند تا از این وادی، دلیلی محکمه پسند بر خانه نشینی خود، در روز انتخابات، فراهم آورند. این تجربه نو، در ایران نشان داد که برآیندش، تکلیفِ سه گروه از صاحبین رای را مشخص می کند. اصولگرایان و اصلاح طلب ها، نتیجه شکست یا پیروزی احتمالی خود را ارزیابی می کنند و صاحبانِ رای های خاکستری به حضور در پای صندوق ها تشویق می شوند.

اما آنچه که مردمِ ایران را در عصرِ آدینه به خود مشغول کرد، در متر و معیار و ترازوی هیچ انتخاباتی، یک مناظره قلمداد نمی شود. که با رویکردی بسیار بسیار منصفانه می توان گفت: یک مناظره موفق، قلمداد نمی شود. در حقیقت ایران شاهد جَدَلِ جمعی از دولتمردانش بود، که گویی فقط برای مردم تهران و سایر شهر های بزرگ کشور صحبت می کردند.

اگر در بین شرکت کنندگان در مناظره، حسن روحانی را در مقام رییس جمهور، چهره آشنای کشور بدانیم و مردم، محمدباقر قالیباف را به عنوان ادامه دهنده راه محسن رضایی، رجل ثابتی در میان نامزد های انتخابات ریاست جمهوری شناخته باشند. در مورد سایرین شناخت قابل اتکایی وجود نداشت.

به طور مثال مردم ایران عملا چیزی از سید ابراهیم رییسی نمی دانند. وی در شرایطی بر صحنه مناظره حاضر شد که هنوز در بسیاری از نقاط استان خراسان نیز، کسانی هستند که او را نمی شناسد. ناآشنا بودن چهره، گمنامی سوابق و مبهم بودن عملکرد، درباره دو نامزدِ دیگر نیز صادق است. چرا فراموش شده بود که وسعت ایران بسیار بیشتر از تهران و سایر شهر های بزرگ کشور ما است. همه مردم روزنامه نمی خوانند و عده کثیری از هموطنانمان در صفحات فریبنده مجازی حضور ندارند.

کاندیداهای ریاست جمهوری در حالی بر صحنه مناظره ها حاضر شده و پاسخگوی سوالات یکدیگر بودند که به نظر می رسید بهتر است ابتدا از فرصت های چهار دقیقه ایِ خود، برای معرفی و شرح سوابق کاری و اهداف و برنامه های آتی بهره بگیرند. فرصت هایی چهار دقیقه ای و به عبارتی پنجاه ثانیه برای هر سوال، که به شایستگی از آن ها بهره نبردند. چرا که نامزد ها به محتوای سوالات یکدیگر پاسخ نمی دادند و با پیش فرضی که از قبل در ذهن خود تدوین کرده بودند، از توضیحات کافی گریز می زدند تا  در فرصت های به دست آمده، مطالبی را که در نظر دارند بیان کنند.

داده های اطلاعاتی برخی از نامزد ها به نظر معقول نبود و با هدف محکوم کردن دیگری فضای مناظره را به جریان محاکمه نزدیکتر کرد. در نتیجه هدف و نیت مناظره، که به چالش کشیدن نامزد ها با سوالاتی مهم و اساسی بود، اتفاق نیفتاد و ابهامات همچنان به قوت خود باقی ماند.

در نبود شیوه درست، و کارشناسانی که ادعا ها را بررسی کنند و پاسخ گو باشند، مخالف ستیزی و جلب توجه مخاطبین جایگزین شد.

برخی از کاندیدا ها بر خلاف آنچه که گمان می رفت، نتوانستند موجی ایجاد کنند و بعضی حتی نتوانست نگاه ها را به سمت خود معطوف کند. و در مقابل برخی به صورتی فراتر از انتظار، برای رای دهندگان جذاب بودند.

برنامه عصر جمعه اگر چه توانست با جلب توجه مخاطبِ عام و ایجاد هیجان، روند انتخابات را جذاب تر کند، ولی به هیچ وجه به عنوان مدل قابل قبولی از مناظره موفق، ماندگار نخواهد شد.