ترجمان‌صبح/پیام وثوقیان: رویای بازی در لیگ برتر کشورمان و حتی اگر شده بازی در معتبرترین لیگ های اروپایی رویایی است که اکثر کودکان ایرانی با آن از خواب بیدار می‌شوند. کودکانی که اکثرا از قشر خانواده های کم درآمد هستند و در این اوضاع آشفته اشتغال شاید تنها دلگرمی خانواده هایشان نیز این باشد که روزی فرزندانشان را در پیراهن تیم های بزرگ ببینند که هم به آرزوهایشان رسیده اند و هم درآمد قابل توجهی دارند. مخصوصا در این سال های اخیر که رقم قراردادهای نجومی بازیکنان لیگ برتر افشا می‌شود و افراد بیشتری را به سوی خود جذب می‌کند.

اما رسیدن به هر چیز با ارزشی بهایی دارد که باید پرداخته شود. در کشور های اروپایی شاید این مسیر ساده تر است. باشگاه های بزرگ جهان آکادمی های فوتبال خود را دارند و از همان دوران کودکی ستاره های آینده را شناسایی کرده با آن ها قرار داد طولانی مدت بسته و در زمان مناسب نیز با فروش آن ها به باشگاه های دیگر یا استفاده از آن ها در تیم اصلی خود ثمره زحمات خودشان را می‌بینند.

اما بهایی که کودکان ایرانی برای رسیدن به آرزوی خود باید بپردازند گاهی بسیار سخت و گران برایشان تمام می‌شود. هنوز هم به یاد داریم که افشای مسائل سوء استفاده های جنسی در باشگاه های ورزشی خودگردان و مستقل در سال های قبل چه طوفانی به پا کرد که البته با تعطیلی و ابطال پروانه فعالیت برخی از این باشگاه ها جو تا حدی ساکت تر شده و به دست فراموشی سپرده شد.

ولی بهایی که ورمزیار و کامیار برای رسیدن به آرزوی خود پرداختند جانشان بود. گرجستان انگار مقصد آخر فوتبالی این دو نوجوان یزدی بود. با تهدید به اخراج از باشگاهی که تنها دلخوشی آن ها بود خانواده هایشان را مجبور به پرداخت هزینه های سفر و امضای رضایت نامه کردند. هزینه هایی که به گفته هر دو خانواده خارج از توان مالی شان بوده است ولی با توجه به صحبت هایی که از طرف باشگاه انجام شده بود مبنی بر تست گیری باشگاه های بزرگ در گرجستان از این نوجوانان و . . . مجبور به همراهی شدند، که البته بعد از حادثه هم مشخص شد اردو تفریحی بوده و شایعاتی هم مطرح شده است که باشگاه ها برای استفاده از ارز دولتی این نوجوانان و فروش آن ها به قیمت آزاد در بازار این اردو را تدارک دیده است.

دیشب و در برنامه نود ویدئویی از خانواده این دو عزیز پخش شد غرق در ماتم و عزا برای از دست دادن جگر گوشه های خود. از آرزوهای فرزندانشان میگفتند، انشایی که نوشته بودند، جامی که برده بودند و تقدیر نامه هایی که گرفته بودند.

عادل فردوسی پور در گزارش بازی عجیب و رویایی بارسلونا و پاری سن ژرمن که با بازگشت معجزه آسای بارسلونا همراه بود زمانی که بارسلونا گل آخر و صعود خود به مرحله بعدی را به ثمر رساند از روی احساس و هیجان جملات جالبی گفت: “چیه این فوتبال اصلا. تموم تن من داره میلرزه. مگه میشه فوتبال اینقدر قشنگ باشه”

واقعا چیه این فوتبال اصلا؟گاهی میتونه انقدر تلخ هم باشه…

تموم تن من داره میلرزه! تمام تن ما هم بعد از دیدن عزای این دو خانواده لرزید، بغض کردیم و اشک ریختیم برای خانواده هایی که از این پس کلمه ای نفرت انگیز در زندگیشان خواهند داشت به اسم “فوتبال”

مگه میشه فوتبال انقدر قشنگ باشه؟ نه نمیتونه، چون زشت هم میتونه باشه!؛ فوتبال زیبایی های خودش را دارد ولی گاهی هم زشتی هایی دارد، مثل همین حادثه…امیر محمد و محمدحسین را از ما گرفت…